پرداخت نمايد . « 1 »
همچنين ، هنگامى كه قريش خانهء كعبه را مىساختند و دربارهء گذاشتن حجر الاسود در جاى خود دچار اختلاف شدند ، گفتند : اولين كسى كه داخل مسجد الحرام شد ، او را قاضى قرار مىدهيم . ديدند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داخل شد ، در حالى كه اين جريان قبل از نبوت است ، آنها گفتند : اين محمد امين است و ما به قضاوت او راضى هستيم . « 2 »
ربيع بن خثيم گفت : قبل از اسلام ، مردم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به عنوان قاضى و حلكنندهء مشكلات مىدانستند . « 3 »
در جريان دار الندوه و جمع شدن قريش و شيطان براى قتل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، ابو جهل گفت : محمد بن عبد اللّه در ميان ما بزرگ شد و به دليل كارهاى خوب و راستگويىاش ، خودمان او را امين قرار داديم ، تا به اينجا رسيد و حالا ادعاى پيامبرى مىكند . « 4 »
ابو جهل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : ما تو را تكذيب نمىكنيم ، ولى آنچه كه آوردهاى را تكذيب مىكنيم .
در اين هنگام بود كه اين آيه نازل شد : «
فَإِنَّهُمْ لا يُكَذِّبُونَكَ وَ لكِنَّ الظَّالِمِينَ بِآياتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ
« 5 » ؛ آنها تو را تكذيب نمىكنند ، بلكه اين ظالمان آيات خداوند را تكذيب مىنمايند . »
روايت شده است كه اخنس بن شريق در روز بدر ، با ابو جهل ديدار كرد و به او گفت : در اينجا كسى غير از من و تو نيست كه سخنانمان را
هامش
( 1 ) . اسد الغابة ، ج 4 ، ص 25 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 146 .
( 3 ) . عيون الاثر ، ج 2 ، ص 426 .
( 4 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 274 .
( 5 ) . انعام / 33 .