پرش به محتوای اصلی

منم تيمور جهانگشا ( فارسى ) — صفحه 376

پدیدآورندگان:

ص۳۷۶
مسلمانان با هم متحد شوند و روزى پنج بار بسوى نقطه‌اى واحد رو بيآورند و نماز بخوانند . گفتم احسنت بر تو اى سراج اسكندرى مىبينم كه قلب تو از نور علم طورى روشن است كه چون سراج اسكندريه ( فانوس دريائى معروف - مارسل بريون ) ميدرخشد . آنگاه از ( عربشاه ) سئوال كردم كه حد متوسط مدت نزول يك آيه قرآن چه مدت بوده است ؟ عربشاه گفت اى امير سئوال تو را نفهميدم واضع‌تر سئوال كن گفتم اگر شماره آيات قرآن را در نظر بگيريم و شمارهء روزهائى را كه پيغمبر ما بعد از بعثت زيست كرد حساب كنيم مدت نزول هر آيه چقدر مىشود ؟ عربشاه گفت اى امير تقريبا يكروز و نيم چون پيغمبر ما بعد از اينكه مبعوث به پيغمبرى شد تا روزى كه رحلت نمود هشت هزار و سيصد و نود و پنج روز زندگى كرد و در اين مدت بيست و سه سال و يكصد و چهارده سورهء قرآن بر او نازل گرديد و بنابراين بطور متوسط در هريك روز و نيم يك آيه بر پيغمبر ما نازل شده بود . ولى اين حساب حد وسط با وضع نزول آيات قرآن جور درنميآيد . چون گاهى اتفاق مىافتاد كه در يك وحى ، چندين آيه بر پيغمبر نازل ميگرديد و حتى يك سوره كامل هم در يك وحى بر او نازل ميشد . گفتم آفرين بر تو اى عربشاه كه نيمى از اسمت عرب است و نيمى فارسى و بعد رو بسوى ( نظام الدين شامى ) نمودم و گفتم تو براى ما بگو بچه مناسبت خداوند دستور داد كه در نماز مسلمين سجده كنند . نظام الدين شامى گفت اى امير ، خداوند انسان را از خاك آفريد آن هم نه از يك خاك مرغوب بلكه از ( صلصال ) يعنى خاك نامرغوب سياه كه بعد خشك شد خداوند از اينجهت دستور داد كه مسلمين هنگام نماز سجده كنند تا وقتى سر بر خاك ميگذارند بخاطر بيآورند كه آن‌ها از خاك هستند و بايد غرور را كنار بگذارند . و خود را خاكسار بدانند . سر بر خاك نهادن علاوه بر اين‌كه بخاطر انسان مىآورد كه از خاك بوجود آمده ، علامت حد اعلاى فروتنى است و خداوند خواسته كه مسلمين هنگام نماز ، مقابل قبله ، حد اعلاى خضوع را بنمايند تا اين‌كه نخوت و خودپسندى در آنها از بين برود و به حقارت خود پى ببرند و همنوع خود را به چشم حقارت ننگرند و بدانند كه آنها از خاك هستند و بايد چون خاك ، افتاده و بىآزار باشند . گفتم آفرين بر تو اى نظام الدين شامى آنگاه از ( محمد بن مسلم لاذقى ) پرسيدم هنگام وضو گرفتن براى اداى نماز چند مرتبه بايد دست‌ها و پاها را شست ( محمد بن مسلم لاذقى ) گفت اى امير ، اگر زمستان باشد و هوا سرد . و دست‌ها و پاهاى نمازگزار تميز ، يك مرتبه كافى است اگر تابستان باشد و هوا گرم و دست‌ها و پاهاى نمازگزار كثيف ، پنج‌مرتبه شستن شايد كافى نباشد من براى اينكه ( محمد بن مسلم لاذقى ) را پرت كنم گفتم اى مرد ، آيا شوخى را وارد احكام دين اسلام ميكنى او گفت نه اى امير ، من آنچه ميگويم جدى است و خداوند در آيه يكصد و يكم سورهء ( مائده ) ميگويد . « شما مسلمين نبايد در مورد جزئيات احكام دين آنقدر موشكافى كنيد كه مانند ايرادهاى قوم بنى اسرائيل در مورد كشتن گاو براى شما توليد مزاحمت نمايد . » دستور خداوند راجع بوضو ، براى تميز شدن نمازگزار است به همين جهت اگر نمازگزار غسل كرده باشد احتياج بوضو گرفتن ندارد . اگر آب فراوان باشد و كسى كه وضو ميگيرد بداند كه صورت و دست‌ها و پاهايش كثيف است بايد آنقدر بشويد تا صورت و دست و پا تميز شود . هرگاه