تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
مىكند بىوسايط و بىماده و بىدست‌افزار آنگاه صورت آن چيز برين وسايط گذر مىكند و به اين عالم سفلى مىآيد و در عالم شهادت موجود شود
OWS
- - 16 - 22 مطلب ( 9 ) در
V
نيست - - 22 حمايلى حملى
S
- - 23 - 29 مطلب ( 10 ) و ( 11 ) در
V
نيست - - 24 جان
hO : - OWS
- - 22 امر : عيب
W
- - مسافران : مسافر
O
. ( 172 ) ص 188 ، 14 -
V
- - 1 - 2 و ديگر . . . پيدا مىآيند : -
V
- - 4 فصل : اى درويش
V
- - 13 تحصيل خط و تحصيل علوم : تحصيل علوم خط
S
. ( 173 ) ص 189 ، 7 - و اسرافيل : واو
O
- - 9 و ميكائيل : واو
O
- - 25 و عزرائيل واو
O
- - 27 ثابتات : + عالم كبير
O
- - پيدا آمد ، : دارند . ( 174 ) ص 190 ، 2 - و قوت‌ها . . . ملايكه‌اند
V : OWS
11 - 12 مطلب ( 16 ) در
V
نيست - - 13 معنى را اعتبار است : -
W
- - 13 - 14 اسم اعتبار نيست
W
- - 16 خوكى خسيس : خوك نيست - - 19 - 21
WS
و شيطان به‌سبب . . . شيطانى بود
V : - OWS
. ( 175 ) ص 190 ، 13 - رانده و دور
V
: خسيس و بد
OWS
- - 21 كبير . . . رانده و دور است
V
: فسادكارى و بدآموزى و كبر و عجب خسيس و بد است
OWS
- - 22 شريف و نيك
OWS
: خوانده و نزديك
V
- - 23 شريف و نيك
OWS
: خوانده و نزديك
V
- - 24 و در جمله چيزها همچنين مىدان
V : - OWS
- - 25 چنان‌كه . . . كار نكند : از جهت آنكه
OWS
- - 27 - 169 - 14 ملك و ابليس . . . عيسى است : كار سليمان آن است كه تمام لشكر را مسخر و منقاد خود دارد تا سليمان بر تخت به خدمت تواند نشست و پادشاهى تواند كرد و كاركنان به‌پيش تخت به خدمت بايستاد
V
- - 6 بر خلاف : به‌خلاف
V
- - 5 پس : و ايشان حاكم شوند و سليمان محكوم بود به حقيقت
V
- - 5 همه : و سليمان را همه
V
. ( 176 ) ص 191 ، 4 - 5 و جمله اخلاق . . . ظاهر و پيدا شود : -
V
- - 10 اى درويش : -
O
- - 5 - 7 اين‌چنين . . . ديو بايستد : هركه حال اين باشد حيفى عظيم بود و پادشاهى به باد داده و لشكر از دست رفته و بنده و كاركن بندهء خود شده و اين‌چنين كسان در عالم بسياراند بلكه بيشتر خلق اين چنين‌اند خرس و خوك و گرگ و پلنگ حاكم‌اند و خليفهء خداى محكوم ايشان است و كمر خدمت ايشان بر ميان بسته است اى درويش اگر خواهى كه اين كسان را بشناسى ايشان علامتها دارند آنچه عوام ايشان باشند شهوت بطن و شهوت فرج برايشان غالب باشد همه روز كه خواهند خورند و شهوت رانند و كار ايشان خيانت و دروغ و غيبت يكديگر باشد و كار ايشان كبر و عجب و حسد و نفاق و مكر و دروغ و قصد يكديگر باشد و اين هر دو طايفه اگرچه صورت آدميان دارند و به
مجموعه رسائل ( كتاب الإنسان الكامل ) ( فارسى ) — صفحة 478 | عزيز الدين النسفي / ماريژان موله / دهشيرى