موضع : جا
N
.
( 51 ) ص 79 ، 23 نيز : هم
NOU
- - 26 بر هر كارى : بركارى
OU
- - 80 ، 2 كار : عادت
S
- - 10 و دانا : + شود
U , - W
.
( 52 ) ص 80 ، 11 مگر : هستى
OU
- - 12 و بس :
NOU
- - و ديد :
U
- - 17 به روى پوشيده . . . و هيچ چيز :
O
- - 22 راه : -
W
.
( 53 ) ص 81 ، 2 از وجود خداى : ازو
W
- - 4 پنج فصل را . . . و نوشتم : چهارفصل در جمله ابرقوه جمع كردم و نوشتم در رمضان سنهء احدى و تسعين و ستمائة آمديم به رسايل و ابتدأ از معرفت انسان كرديم و كليد خزاين غيب معرفت خود است خود را شناختى هركدام در كه مىخواهى بگشاد رها گشاده شد تمام شد
T
.
( 54 ) ص 85 ، 4 درويشان : -
O
- - 7 يعنى بيان كنيد : -
S
- - 6 از روى صورت خلقت : خلقت صورت
BV
.
( 55 ) ص 85 ، س 13 تا ص 86 س 8 اول انسان يك جوهر . . . و افعال وى پيدا مىآيد : اول قالب انسانى نطفه است و هر چيز كه در قالب انسان موجود شد آن جمله در نطفهء موجود بودند
BVU
.
( 56 ) ص 86 ، 1 آ و از خود دارد : -
N
- - 12 بدانكه : -
BVU
- - 16 روح : + فرزند
BVU
- - حاصل : ظاهر
U
- - 17 ما در : -
V
- - شده بود : شد
V
.
( 57 ) ص 86 ، 20 به نوعى ديگر :
NBVU
- - 22 فصل : اى درويش
V
- - 24 بهطبع خود : بالطبع
OBVU
بهطبع
N
- - 25 نطفه . . . با خود دارد و : -
V
- - 26 اجزاى لطيف وى از : -
V
- - 27 نهد :
مىآرد
NOBV
آرد
U
.
( 58 ) ص 87 ، 17 تمام شدند . . . و طبايع : -
B
- - 23 مجارى حركت
W
: حركت
NOBVSU
- - 25 فصل : اى درويش
V
.
( 59 ) ص 88 ، 2 و اين قوتها را ملائكه مىخوانند :
NBVU
- - س 4 شده بود : + مىشود
V
- - س 5 جگر آن . . . و نضج يافت : -
SU
- - 8 زهره : مراده
NOWS
- - 9 - 10 و آنچه سودا . . . چند حكمت :
و آنچه بلغم بود روح نباتى آن را بر جملهء بدن قسمت كرد از براى چند حكمت و آنچه سودا بود سپرز آن را به خود كشيد
W
- - 15 فصل : اى درويش
V
- - 18 هضم : هفت
W
.
( 60 ) ص 88 ، 20 بود : روح حيوانى
O
- - س 22 اعضا : اعصاب
NS
- - 2 - 4 عناصر . . .
يعلمون : -
V
- - 3 - 4 سورهء 29 ( العنكبوت ) آيهء 64 - - 10 و آنچه : و پنج
S
.
( 61 ) ص 89 ، 12 - 13 و هم است : + و حس مشترك و خيال در مقدم دماغاند و وهم و حافظه در