مردم با يكديگر راستگفتار و راستكردار شوند . دعوت و تربيت اين است كه گفته شد و بيش ازين نيست ، و امر معروف و نهى منكر از براى اين است . باقى هرچه با خود آوردهاند ، گردانيدن آن چيزها ميسّر نشود ، يعنى آدميان هريك صفتهاى نيك و صفتهاى بد دارند ، و هريك استعداد كارى دارند ، و با هريكى سعادتى و شقاوتى همراه است ، و اينها را با خود آوردهاند ، كردن چيزها ميسّر نيست « بعثت لرفع العادات لا لرفع الصفات ، بعثت لبيان الاحكام لا لبيان الحقيقة » . مردم به دانستن احكام محتاجاند تا زندگانى توانند كرد ، و به آسانى بگذرانند ، و به دانستن حقايق محتاج نيستند ، آنكس كه مستعد است خود به دست آرد .
( 28 ) اى درويش ! هيچ صفتى بد نيست ، امّا قومى آن صفات نه بهجاى خودكار مىفرمايند ، مىگويند كه آن صفت بد است . در علم هيچچيز بد نيست ، جمله چيزها به جاى خود نيك است ، امّا چون بعضى نه بهجاى خود باشد ، نامش بد مىشود . پس خداى تعالى هيچچيز بد نيافريد ، همه نيك آفريده است .
فصل پنجم 87
در بيان يك طايفهء ديگر از اهل وحدت
( 29 ) بدانكه اهل وحدت دو طايفهاند ، يك طايفه مىگويند كه وجود يكى بيش نيست ، و آن وجود خداى است تعالى و تقدّس ، و بهغيراز وجود خداى تعالى وجودى ديگر نيست ، و امكان ندارد كه باشد ، و سخن اين طايفه را درين فصل كه گذشت به شرح تقرير كرديم . و آن طايفهء ديگر مىگويند كه وجود بر دو قسم است ، وجود حقيقى و وجود خيالى . خداى وجود حقيقى دارد ، و عالم وجود خيالى دارد . خداى هستى است نيستنماى . و عالم نيستى است هستنماى . عالم جمله به يكبار خيالى و نمايشى است ، و به خاصيت وجود حقيقى كه وجود خداى است اينچنين موجود مىنمايد ، و به حقيقت وجود ندارد ، الّا وجود خيالى و عكسى و ظلّى . و الحمد للّه ربّ العالمين .
تمام شد رسالهء دوم