منتظر حكم خدا در بارهء شما هستم .
[ و نيز فرمود : ] امّا در حكومت پاكان ، پرهيزكار به خوبى انجام وظيفه مىكند ولى در حكومت بدكاران ، ناپاك از آن بهرمند مىشود تا مدّتش سر آيد و مرگ فرا رسد .
ترجمه خطبه 41
( پس از جنگ صفّين در سال 37 هجرى در كوفه ايراد فرمود )
پرهيز از حيله و نيرنگ
اى مردم ! وفا همراه راستى است ، كه سپرى محكمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم . آن كس كه از بازگشت خود به قيامت آگاه باشد خيانت و نيرنگ ندارد .
امّا امروز در محيط و زمانهاى زندگى مىكنيم كه بيشتر مردم حيله و نيرنگ را ، زيركى مىپندارند ، و افراد جاهل آنان را اهل تدبير مىخوانند .
چگونه فكر مىكنند ؟ خدا بكشد آنها را ! چه بسا شخصى تمام پيش آمدهاى آينده را مىداند ، و راههاى مكر و حيله را مىشناسد ولى امر و نهى پروردگار مانع اوست ، و با اينكه قدرت انجام آن را دارد آن را به روشنى رها مىسازد ، امّا آن كس كه از گناه و مخالفت با دين پروا ندارد از فرصتها براى نيرنگ بازى ، استفاده مىكند .
ترجمه خطبه 42
( پس از پايان جنگ جمل در 12 رجب سال 36 هجرى امام وارد كوفه شد ، مردم به استقبال آمدند . آن حضرت وارد مسجد جامع شد دو ركعت نماز خواند و سخنرانى طولانى ايراد كرد كه بخشى از آن اين خطبه است . )
پرهيز از آرزوهاى طولانى و هوا پرستى
اى مردم ! همانا بر شما از دو چيز مىترسم : هوا پرستى و آرزوهاى طولانى .
امّا پيروى از خواهش نفس ، انسان را از حق باز مىدارد ، و آرزوهاى طولانى ، آخرت را از ياد مىبرد .
آگاه باشيد ! دنيا به سرعت پشت كرده و از آن جز باقى ماندهء اندكى از ظرف آبى كه آن را خالى كرده باشند ، نمانده است .
به هوش باشيد كه آخرت به سوى ما مىآيد ، دنيا و آخرت ، هر يك فرزندانى دارند . بكوشيد از فرزندان آخرت باشيد ، نه دنيا ، زيرا در روز قيامت ، هر فرزندى به پدر و مادر خويش باز مىگردد .
امروز هنگام عمل است نه حسابرسى ، و فردا روز حسابرسى است نه عمل .
مىگويم : ( « حذّاء » به معناى شتابان و « جذّاء » به معناى بريده از نيك و بد ، كه برخى نقل كردند )