بدانيد كه افراد ضعيف و ناتوان هرگز نمىتوانند ظلم و ستم را دور كنند ، و حق جز با تلاش و كوشش به دست نمىآيد ، شما كه از خانهء خود دفاع نمىكنيد چگونه از خانهء ديگران دفاع مىنماييد ؟ و با كدام امام پس از من به مبارزه خواهيد رفت ؟ . به خدا سوگند ! فريب خورده ، آن كس كه به گفتار شما مغرور شود ، كسى كه به اميد شما به سوى پيروزى رود ، با كندترين پيكان به ميدان آمده است ، و كسى كه بخواهد دشمن را به وسيلهء شما هدف قرار دهد ، با تيرى شكسته ، تيراندازى كرده است ! . به خدا سوگند ! صبح كردم در حالى كه گفتار شما را باور ندارم ، و به يارى شما اميدوار نيستم ، و دشمنان را به وسيله شما تهديد نمىكنم . راستى شما را چه مىشود ؟
دارويتان چيست ؟ و روش درمانتان كدام است ؟ مردم شام نيز همانند شمايند ؟ آيا سزاوار است شعار دهيد و عمل نكنيد ؟ و فراموش كارى بدون پرهيزكارى داشته ، به غير خدا اميدوار باشيد ؟
.
ترجمه خطبه 30
( پس از پخش شايعات دخالت امام در قتل عثمان در سال 35 هجرى اين خطبهء افشاگرانه را ايراد كرد ) .
پاسخ به شايعات دشمن
اگر به كشتن او ( عثمان ) فرمان داده بودم ، قاتل بودم ، و اگر از آن باز مىداشتم از ياوران او به شمار مىآمدم ، با اين همه ، كسى كه او را يارى كرد ، نمىتواند بگويد كه از كسانى كه دست از يارىاش برداشتند بهترم ، « 1 » و كسانى كه دست از يارىاش برداشتند نمىتوانند بگويند ، ياورانش از ما بهترند . من جريان عثمان را برايتان خلاصه مىكنم : عثمان استبداد و خودكامگى پيشه كرد ، و شما بىتابى كرديد و از حد گذرانديد ، و خدا در خود كامگى و ستمكارى ، و در بى تابى و تندروى ، حكمى دارد « 2 » كه تحقّق خواهد يافت .
ترجمه خطبه 31
( در آغاز جنگ جمل در سال 36 هجرى ، ابن عباس « 3 » را براى پند دادن به سوى زبير فرستاد و فرمود )
روانشناسى طلحه و زبير « 4 »
با طلحه ، ديدار مكن ، زيرا در برخورد با طلحه ، او را چون گاو وحشى مىيابى كه شاخش را تابيده و آماده نبرد است ، سوار بر مركب سركش مىشود و مىگويد ، رام است . بلكه با زبير ديدار كن كه نرمتر است . به او بگو ، پسر دايى تو مىگويد : در حجاز مرا شناختى ، و در عراق مرا نمىشناسى ؟ ! چه شد كه از پيمان خود باز گشتى ؟ ! . ( جمله كوتاه « فما عدا ممّا بدا » براى نخستين بار از امام على عليه السّلام شنيده شده و پيش از امام از كسى نقل نگرديد ) .
هامش
( 1 ) آن شخص ( مروان ) است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را تبعيد كرد امّا عثمان او را به مدينه آورد و داماد او شد و در انحراف و كشته شدن او نقش داشت .
( 2 ) در سال 35 هجرى مخالفان عثمان با يكديگر مكاتبه كردند ، و بر عزل عثمان هم داستان شدند ، از مصر دو هزار نفر به فرماندهى ابو حرب غافقى ، و از كوفه دو هزار نفر به رهبرى مالك اشتر و زيد بن صوحان ، و از بصره گروه زيادى به فرماندهى حرقوص بن زهير ، به طرف مدينه آمدند ابتداء در اطراف شهر جمع شدند و سپس در مسجد مدينه و آنگاه منزل عثمان را محاصره كردند ، و پس از دروغ و عهد شكنى او را كشتند .
( 3 ) عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب است كه خلفاى عبّاسى به او منسوبند .
( 4 ) زبير بن عوام پسر عمّهء امام بود زيرا مادرش صفيّه ، عمّهء امام على عليه السّلام بود ، و از خويشاوندان نسبى امام به شمار مىآمد .