تو با تفسير دروغين قرآن به دنيا روى آوردى ، و چيزى از من درخواست مىكنى كه دست و زبانم هرگز به آن نيالود ( قتل عثمان ) . تو و مردم شام ، آن دروغ را ساختيد و به من تهمت زديد تا آگاهان شما مردم ناآگاه را ، و ايستادگان شما زمينگير شدگان را بر ضدّ من تحريك كنند .
معاويه ! از خدا بترس ، و با شيطانى كه مهار تو را مىكشد ، مبارزه كن ، و به سوى آخرت كه راه من و تو است باز گرد ، و بترس از خدا كه به زودى با بلايى كوبنده ريشهات را بر كند ، و نسل تو را بر اندازد . همانا براى تو به خدا سوگند مىخورم ، سوگندى كه بر آن وفا دارم ، اگر روزگار من و تو را در يك جا گرد آورد ، همچنان بر سر راه تو خواهم ماند :
« تا خدا ميان ما داورى كند و او بهترين داوران است »
ترجمه نامه 56
( نامه به فرماندهء سپاه ، شريح بن هانى كه او را در سال 36 هجرى به سوى شام حركت داد . )
اخلاق فرماندهى
در هر صبح و شام از خدا بترس ، و از فريب كارى دنيا بر نفس خويش بيمناك باش ، و هيچ گاه از دنيا ايمن مباش ، بدان كه اگر براى چيزهايى كه دوست مىدارى ، يا آنچه را كه خوشايند تو نيست ، خود را باز ندارى ، هوسها تو را به زيانهاى فراوانى خواهند كشيد ، سپس نفس خود را باز دار و از آن نگهبانى كن ، و به هنگام خشم ، بر نفس خويش شكننده و حاكم باش .
ترجمهء نامه 57
( نامه به مردم كوفه در سال 36 هجرى هنگام حركت از مدينه به سوى بصره )
روش بسيج كردن مردم براى جهاد
پس از ياد خدا و درود ! من از جايگاه خود ، مدينه بيرون آمدم ، يا ستمكارم يا ستم ديده ، يا سركشى كردم يا از فرمانم سرباز زدند . همانا من خدا را به ياد كسى مىآورم كه اين نامه به دست او رسد ، تا به سوى من كوچ كند : اگر مرا نيكوكار يافت يارى كند ، و اگر گناهكار بودم مرا به حق بازگرداند .