پس از تحقيق و برّرسى در ضرب المثلهاى نهج البلاغه ، و شناخت كاربردى آن در روزگاران گذشته به اين نتيجه مىرسيم كه امام عليه السّلام در خطبهء 5 مىخواهد بفرمايد كه :
« من از مسائل سياسى كشور غافل نيستم . » و در خطبهء 192 اين مفهوم را مىخواهد منتقل كند كه :
« من چونان فرزندى كه از مادر جدا نمىشود ، همواره با پيامبر بودم . » و حكمت 61 ، يك ضرب المثل است و اين پيام را دارد كه :
« نيش زن براى شوهرش شيرين است ! »
6 - تفسير صحيح متشابهات
واژههاى دنيا ، حكومت ، لذّت ، عشق ، مال و برخى ديگر از كلمات و عبارات ، در جاهاى گوناگون ، متفاوت و در ظاهر متضادّ وصف و مطرح شدهاند :
در يك جا عامّ و فراگير و در جايى خاصّ و محدود است .
اگر دنيا در برخى از خطبهها نكوهش شد ، دنياى عام و دنياى خارج و نظام هستى نيست ، بلكه علل و عواملى مطرح است ، زيرا در موارد ديگر دنيا را مىستايد .
اگر يك جا حكومت را نكوهش مىكند ، در جاى ديگرى آن را يك ضرورت مىداند ، اگر يك جا نسبت به محبّت دنيا هشدار مىدهد ، در جاى ديگرى محبّت دنيا را امرى طبيعى مىداند .
و دهها و صدها نمونه كه احتياج به پژوهشهاى عميق دارد .
در اين گونه از موارد نبايد به ترجمهء ظاهرى عبارات رضايت داد ، زيرا براى خوانندگان ، هدايتگر نخواهد بود . گاهى بايد تفسير و ترجمه را به هم آميخت ، تا اهداف اصلى و مبانى اعتقادى امام عليه السّلام ، روشن و بدون ابهام در دسترس عموم قرار گيرد . در ترجمههاى موجود .
« النّساء نواقص العقول »
، را همه چنين ترجمه كردهاند : « عقل زنان ناقص است . » و
« المرأة شر كلّها »
، را همه ترجمه كردهاند كه : « زن همهاش شرّ است . » در صورتى كه در قرآن كريم و نهج البلاغه ، نظام هستى ، نظام أحسن معرّفى شده ،