تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
موج‌هايى كه بالاى آن‌ها به هم مىخورد و در تلاطمى سخت ، هر يك ديگرى را واپس مىزد ، چونان شتران نر مست ، فرياد كنان و كف بر لب ، به هر سوى روان بودند . « 1 » پس ، قسمت‌هاى سركش آب از سنگينى زمين فرو نشست و هيجان آنها بر اثر تماس با سينه زمين آرام گرفت . زيرا زمين با پشت بر آن مىغلطيد و آن همه سر و صداى امواج ساكن و آرام شده ، چون اسب افسار شده رام گرديد . خشكىهاى زمين در دل امواج ، گسترد ، و آب را از كبر و غرور و سركشى و خروش باز داشت ، و از شدّت حركتش كاسته شد ، و بعد از آن همه حركت‌هاى تند ساكت شد ، و پس از آن همه خروش و سركشى متكبّرانه به جاى خويش ايستاد . پس هنگامى كه هيجان آب در اطراف زمين فرو نشست ، و كوه‌هاى سخت و مرتفع را بر دوش خود حمل كرد ، چشمه‌هاى آب از فراز كوه‌ها بيرون آورد و آب‌ها را در شكاف بيابان‌ها و زمين‌هاى هموار روان كرد ، و حركت زمين را با صخره‌هاى عظيم و قلّهء كوه‌هاى بلند نظم داد ، و زمين به جهت نفوذ كوه‌ها در سطح آن ، فرو رفتن ريشهء كوه‌ها در شكاف‌هاى آن و سوار شدن بر پشت دشت‌ها و صحراها ، از لرزش و اضطراب باز ايستاد .

10 نقش پديده‌هاى جوى در زمين

و بين زمين و جو فاصله افكند ، و وزش بادها را براى ساكنان آن آماده ساخت ، تمام نيازمنديها و وسائل زندگى را براى اهل زمين استخراج و مهيّا فرمود ، آنگاه هيچ بلندى از بلندىهاى زمين را كه آب چشمه‌ها و نهرها به آن راه ندارد وانگذاشت ، بلكه ابرهايى را آفريد تا قسمت‌هاى مردهء آن احيا شود ، و گياهان رنگارنگ برويند . قطعات بزرگ و پراكنده ابرها را به هم پيوست تا سخت به حركت در آمدند ، و با به هم خوردن ابرها ، برق‌ها درخشيدن گرفت ، و از درخشندگى ابرهاى سفيد كوه پيكر ، و متراكم چيزى كاسته نشد . ابرها را پى در پى فرستاد تا زمين را احاطه كردند ، و بادها شير باران را از ابرها دوشيدند ، و به شدّت به زمين فرو ريختند ، ابرها پايين آمده سينه بر زمين ساييدند ، و آنچه بر پشت داشتند فرو ريختند كه در بخش‌هاى بى گياه زمين انواع گياهان روييدن گرفت ،
هامش
( 1 ) اشاره به : ژئولوژىygoloeG( زمين شناسى ) و گرولوژىygoloreG( شناخت طبقات زمين )