ج - شناخت ضرب المثلها و استخراج پيامهاى اصلى آن ، د - روش رفع تعارض ظاهرى بين حديث و قرآن ، ه - رفع تعارض ظاهرى نهج البلاغه با مبانى اعتقادى .
با كمال تأسّف بايد اعتراف كنيم كه تمام ترجمههاى موجود و اكثر شروح نهج البلاغه ، نسبت به اين قسمت از مباحث فنّى آسان گذشتهاند .
نه تنها پيام اصلى ضرب المثلها را نياورند بلكه تنها با ترجمهء ظاهرى عبارات ، مشكلاتى نيز به وجود آوردهاند .
عام و خاص ، مطلق و مقيّد ، درست ترجمه نشده و اهداف آموزشى امام عليه السّلام نا شناخته مانده ، زيرا معلوم نشده چرا :
يك جا دنيا را نكوهش كرده و در جاى ديگر ، آن را مىستايد ؟
در خطبهاى تعقيب فراريان مطرح است و در نامهاى ديگر ترك تعقيب ؟
يك جا دستور ريشه كن شدن مهاجمان و در چند خطبهء ديگر دستور مدارا كردن با زخمىها و فراريان مطرح است ؟
در خطبهاى حكومت را نكوهش و در خطبهاى ديگر ، ستايش مىكند ؟
و نسبت به بانوان مطالبى به ظاهر متضاد وجود دارد ؟
دنيا گرايى و ترك دنيا به هم آميخته شده ؟
دخالت در مسائل سياسى را با انزوا گرايى در كنار هم قرار داده است ؟
كار و توليد ، با ترك مال دنيا در كنار هم قرار داده شده ؟
در نتيجه ، خوانندگان ترجمههاى موجود ، دچار نوعى سرگردانى و اضطراب مىشوند كه سرانجام اهداف آموزشى امام على عليه السّلام كدام است ؟ و كدام يك را بايد باور داشت ؟
اين دسته از مباحث فوق تخصّصى بايد با روشهاى دقيق اجتهاد ، و اصول صحيح استنباط ، هماهنگ با مبانى اعتقادى شيعه و در چهار چوب علم « تعادل و تراجيح » كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و ديگر معصومين عليهم السّلام به ما آموختهاند برّرسى شود ، تا نتايج مطلوب به دست آيد كه خود فرمودند و به ما آموختند :
- تضادّ و تعارض در آيات قرآن وجود ندارد .
- تضادّ و تعارض بين احاديث و قرآن وجود ندارد .
نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 13
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص١٣