تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب بيمارى و احكام وفات (فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
« هيچ كس نيست كه لحظهء مرگ و وفات او فرا رسد مگر اينكه خدا قدرت بينائى ، شنوائى و عقل را براى وصيّت كردن به او برميگرداند ، چه وصيت كند يا نكند ، وصيت همان چيزى است كه به آن « راحتى هنگام مرگ » گفته مىشود و يك واجب بر هر مسلمانى است . » 7 - ابو حمزه از بعضى از ائمه عليه السلام روايت مىكند : « إنّ اللَّه تبارك و تعالى يقول : ابن آدم ! تطوّلت عليك بثلاثة : سترت عليك ما لو يعلم به أهلك ما واروك ، وأوسعت عليك فاستقرضت منك فلم تقدّم خيراً ، وجعلت لك نظرة عند موتك في ثلثك فلم تقدّم خيراً » « 1 » . « خداوند تبارك و تعالى مىگويد : اى فرزند آدم ! دربارهء سه چيز به تو مهلت دادم ( ولى تو از آن مهلت استفاده نكرده و قدر نعمت را ندانستى ) عيبهايى را بر تو پوشاندم كه اگر خانواده‌ات از آنها مطلع مىشدند ، تو را دفن و خاك نمىكردند . نعمت و مال به تو دادم و از تو قرض خواستم پس هيچ كار خيرى براى آخرت خود از پيش نفرستادى و در هنگام مرگت هم براى تو حقى در ثلث مالت قرار دادم باز هم هيچ كار خيرى براى خود نكردى . » 8 - امام حسن عسكرى عليه السلام از پدرانش عليه السلام نقل مىكند : « سأل الصادق عليه السلام عن بعض أهل مجلسه فقيل : عليل . فقصده عائداً وجلس عند رأسه فوجده دنفاً فقال له : أحسن ظنّك باللَّه ، فقال : امّا ظنّي باللَّه فحسن . . » « 2 » .
هامش
( 1 ) - همان ، ص 658 ، باب 30 ، حديث 1 . ( 2 ) - همان ، ص 658 ، باب 31 ، حديث 1 .