وپوشيدنى است يانه ، بايد كاربرد عرف را ملاك قرار داد و اين كه در عرف چه ناميده مىشود ، پس آنچه زمين يا گياه ناميده مىشود ، سجده برآن جايز است و آنچه عرف آن را خوردنى وپوشيدنى مىنامد ، سجده برآن جايز نيست .
برخى از مثالها ونمونههاى عينى آن ، چنين است :
الف - معادنى كه از دل زمين يا از كوهها استخراج مىشود ، اگر در عرف ، اسم زمين برآنها اطلاق مىشود ، سجده برآنها صحيح است مانند انواع صخرهها ، سنگها ، سنگ مرمر وغيره ، و اگر در عرف اسم زمين برآنها به كار برده نمىشود ، سجده برآنها صحيح نيست مانند آهن ، طلا ، نقره ، شيشه ، عقيق ، فيروزه ، زغال سنگ و همچنين بنابر احتياط قير و زِفْت .
ب - همچنين است گياهان ، پس آنچه برآن نام گياه زمين صدق مىكند ، سجده برآن جايز است ، اما چيزهايى مانند صمغ وكائوچو طبيعى ، بنابر احوط از سجده برآنها بايد اجتناب كرد زيرا صدق « گياه زمين » برآنها مورد ترديد است . واللَّه العالم .
ج - علفهاى دارويى وگلهاى طبّى كه در درمان ياخوشبو ساختن استفاده مىشود ، اگر در عرف آنها را از خوردنيها مىشمارند ، از سجده برآنها بايد اجتناب كرد ، و اگر چنين نباشد و به ندرت براى درمان استفاده مىشود مثل بعضى از انواع سموم وزهرها ، سجده برآنها اشكال ندارد .
د - اگر بعضى از گياهان در جايى ، خوردنى و در جاى ديگرى غير خوردنى باشد ، پس اگر در جاى دوم به گونهاى باشد كه در واقع
احكام نماز (فارسى) — صفحة 146
مساهمون: دانش
ص١٤٦