Skip to main content

جامع الأخبار ( معارج اليقين في أصول الدين ) ( كاشف الأستار در ترجمه جامع الأخبار ) ( فارسي ) — Page 211

Contributors:

P.211
بهواى نفس وحكم كنند بجور وحسد برد مرد برادر خود را ومعامله كنند شريكان با هم بخيانت وكم شود وفا وفاش شود زنا وزينت كنند مردان بجامهاى زنان وبرود از زنان مقنعه حيا واثر كند كبر در دلها چون اثر زهر در بدنها وكم شود نيكى وظاهر شود جرمها وسهل گردد گناهان بزرگ وطلب كنند مدح را بسبب مال ونفقه كنند مال را بغنا وخوانندگى ومشغول شوند بدنيا از آخرت وكم شود پرهيزگارى وبسيار شود طمع وهرج ومرج يعنى فتنه واضطراب وصباح كند مؤمن ذليل ومنافق عزيز ومساجد ايشان معمور باشد باذان ودلهاى ايشان خالى باشد از ايمان بسبب خفيف وسبك داشتن قرآن وبرسد مؤمن را از ايشان همه خوارى پس نزد اين بيني رويهاى ايشان را رويهاى آدميان ودلهاى ايشان دلهاى شياطين گفتار ايشان شيرين‌تر از عسل ودلهاى ايشان تلخ‌تر از حنظل پس ايشان گرگانند وبر ايشان جامه‌هاست نيست هيچ روز الا آنكه ميفرمايد خداى تعالى كه آيا پس مرا فريب ميدهيد يا بر من دليرى ميكنيد آيا پنداريد كه خلق نكرديم شما را مگر بعبث وشما بما باز نميگرديد پس قسم بعزت وجلال من اگر نميبودند آنان كه عبادت ميكنند مرا بيك چشم بر هم زدن واگر نميبود پرهيز پرهيزگاران از بندگان من فرو نميفرستادم از آسمان يك قطره باران ونميرويانيدم يك برگ سبز فوا عجباه عجب عجبست از قومي كه خدايان ايشان مالهاى ايشان است ودراز است اميدهاى ايشان وكوتاهست اجلهاى ايشان وحال آنكه ايشان طمع دارند نزديكى بمولا وصاحب خود ونميرسند مگر بعمل وتمام نيست عمل مگر بعقل وروايت شده از پيغمبر صلّى اللَّه عليه وآله كه در ده بعد از ششصد جراحتها وكشتنها است وپرگردد زمين از ظلم وجور ودر بيست