تو را هست در آن روز رفتنى دراز .
ياد كن نام خدايت و به آن گريز گريختنى .
خداى مشرق و مغرب ، نيست خداى مگر او ، بگير او را وكالت كننده .
صبر كن بر آنچه مىگويند ، و رها كن ايشان را رها كردنى جميل ( 1 ) .
و مرا رها كن ( 2 ) دروغ دارندگان خداوندان نعمت ، و فروگذار ايشان را اندكى .
نزديك ماست بند گران و آتش افروخته .
و طعامى ناگوارنده و عذاب دردناك .
آن روز بجنبد زمين و كوهها ، و كوهها ( 3 ) ريگ روان باشد ( 4 ) .
ما فرستاديم به شما پيغمبرى گواه بر شما ، چنان كه فرستاديم به فرعون پيغمبرى
عاصى شد فرعون در پيغمبر ، بگرفتيم او را گرفتنى گران .
چگونه بترسيد اگر كافر شويد آن روزى كه كند كودكان را پير .
آسمان شكافته باشد ( 5 ) به او ، باشد وعدهء او كرده .
هامش
( 1 ) . در متن تفسير آورده است : و از ايشان ببر بريدنى نيكو .
( 2 ) . آج : مرا با ، با توجّه به ترجمه عبارت در متن تفسير آورده شد .
( 4 - 3 ) . دو كلمهء : « كوهها » و « باشد » با توجّه به ترجمه عبارت در متن تفسير آورده شد .
( 5 ) . در متن تفسير « شكافته شود » آمده است .