* ( خالِدِينَ فِيها أَبَداً ) * ، كه ايشان در آن آتش هميشه باشند و خويشتن را يارى و ياورى نيابند .
* ( يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ ) * ، آن روز كه رويهاى ايشان در آتش بگردانند ( 1 ) در دوزخ . عامّهء قرّا « تقلَّب » خواندند به ضمّ « تا » و فتح « لام » ، على الفعل المجهول ، و ابو جعفر خواند : « تقلَّب » ، به فتح « تا » ، على تقدير « تتقلَّب » بر فعل لازم ، آن روز كه بگردد رويهاى ايشان بر آتش دوزخ ، و عيسى بن عمر در شاذّ خواند : « نقلَّب » به ضم « نون » و كسر « لام » ، على اضافة الفعل اليه تعالى . وجوههم ، نصب بوقوع الفعل عليه . آن روز كه ما مىگردانيم رويهاى ايشان را بر آتش دوزخ .
* ( يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّه وَأَطَعْنَا الرَّسُولَا ) * ، مىگويند ، بر وجه تمنّا : كاشك ما طاعت خداى و رسول داشته بودمانى ! آنگه گويند : ربّنا ، خداى ما ! ما طاعه ( 2 ) سادات و اشراف و بزرگان خود داشتيم . ابن عامر خواند و حسن بصرى و ابو حاتم : ساداتنا . بر جمع ، به كسر « تا » ، باقى قرّا بر واحد ، سادتنا ، بى الف به نصب « تا » .
* ( فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ) * ، ما را از راه گمراه كردند ( 3 ) .
آنگه گويند : * ( رَبَّنا ) * ، خداى ما ! * ( آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ ) * ، ايشان را دو چندان عذاب ده كه ما راست ، كه ايشان هم ضالّاند و هم مضلّ ، و اضلال ما ايشان كردند . * ( وَالْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً ) * ( 4 ) ، لعنتى بسيار كن . عاصم و يحيى بن وثّاب خواندند :
كبيرا ، به « با » و باقى قرّا به « ثا » ، حجّت قرّا آن است كه گفتند : چون لاعنان بسياراند ، لعن بسيار باشد . و ذلك قوله : يَلْعَنُهُمُ اللَّه وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » . و قوله : . . .
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّه وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ( 6 ) . و اين معنى به كثرت لايق باشد .
محمّد بن ابى السّرى گفت : در خواب ديدم كه پنداشتمى كه به مسجد عسقلان
هامش
( 1 ) - دا ، افزوده : يعنى .
( 2 ) - دا ، آب ، آج ، لب : طاعت .
( 3 ) - دا : از ره گم كردند .
( 4 ) - اساس ، دا ، آج ، لب : كثيرا ، با توجه به قرآن مجيد تصحيح شد .
( 5 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 159 .
( 6 ) - سورهء بقره ( 2 ) آيهء 161 .