تعالى داند آنچه ( 1 ) در دلهاى شما چيست ، از ميل به زنان و تفضيل بعضى بر بعضى .
* ( وَكانَ اللَّه عَلِيماً حَلِيماً ) * ، و خداى - جلّ جلاله - دانا و بردبار بوده است ( 2 ) .
* ( لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ) * . قرّاى بصره خواندند : لا تحلّ ، به « تا » ى تأنيث و دگر قرّا به « يا » خواندند ، لتقدّم الفعل . گفت : حلال نباشد تو را زنان از اين پس . و قوله : * ( مِنْ بَعْدُ ) * ، اى ، من بعد هؤلاء النّساء التّسع ، از پس اين نه زن كه ( 3 ) ايشان را اختيار كردى و ايشان خداى را و تو را اختيار كردند ، بر اين قناعت بايد كردن تو را . اين قول عبد اللَّه عبّاس است و قتاده . عكرمه گفت و ضحّاك ( 4 ) : معنى آن است كه حلال نباشد ( 5 ) از زنان الَّا آنان كه ما حلال كرديم تو را ، فى قوله : * ( إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ ) * - الآية .
يكى از جمله انصاريان گفت ، من ابىّ كعب را گفتم كه : اگر از اين زنان رسول را يكى را ( 6 ) يا دو را وفات آمدى ، رسول به عوض ايشان زن توانستى كردن گفت : چه منع بود او را از آن ؟ گفتم ، قوله تعالى : * ( لا يَحِلُّ لَكَ النِّساءُ مِنْ بَعْدُ ) * گفت : خداى ( 7 ) ضربى زنان را بر او حلال كرده است ، فى قوله : * ( إِنَّا أَحْلَلْنا لَكَ أَزْواجَكَ ) * - الآية . اول اين آيت آمد ، آنگه گفت : بيرون از اين نوع [ 5 - ر ] كه در آيت هست تو را حلال نيست از زنان . ابو صالح گفت : معنى آن است كه خداى تعالى او را فرمود كه : هيچ زن اعرابى را و هيچ زن غريب را نكاح مبند و نكاح بر زنان خود بند ( 8 ) از دختران عمّ و عمّه و خال و خاله ، چندان كه باشند و اگر سيصد بود .
سعيد جبير گفت و مجاهد : معنى آن است كه تو را حلال نهاند زنان ، جز زنان مسلمانان . فامّا جهودان و ترسايان ( 9 ) و مشركان حرام باشند بر تو ، و نشايد كه ايشان مادر مؤمنان باشند .
هامش
( 1 ) - دا ، آج ، لب : كه .
( 2 ) - آب : بردبار است ، آج ، لب : بردبار بود .
( 3 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : تو .
( 4 ) - دا : و قتاده و عكرمه ، و ضحاك گفت :
( 5 ) - دا ، آج ، لب ، افزوده : تو را .
( 6 ) - دا : اگر اين زنان رسول يكى را ، آج ، لب : اگر اين زنان رسول را يكى را .
( 7 ) - آج ، لب ، افزوده : تعالى .
( 8 ) - دا : و نكاحبند ، باز قوم خود بند ، آج ، لب : نكاح بر زنان قوم خود بند .
( 9 ) - دا : ترسا آن .