با پس دارد ( 1 ) آن را كه خواهى از ايشان و باز راى ( 2 ) با تو آن را كه خواهى و آن را كه بجويى از آنان كه دورى ( 3 ) كردى ، نيست بزهيى بر تو ، آن نزديكتر باشد كه روشن بود چشمهاى ايشان و دلتنگ نباشد ( 4 ) و خشنود شوند به آنچه تو بدهى ايشان را همه ، و خداى داند آنچه در دلهاى شماست ، و بودست خداى دانا بردبار ( 5 ) .
حلال نباشد تو را زنان از پس اين و نه آن كه [ بدل ] ( 6 ) كنى به ايشان از زنانى ، و اگر چه تعجّب آرد تو را نيكوى ايشان الَّا آنچه مالك شود دست راست تو بر آن از كنيزكان ، و بودست خداى بر همه چيز نگهبان .
اى آنان كه گرويدهاى مروى در خانههاى پيغامبر الَّا آنگه كه دستورى دهند شما را به ( 7 ) طعامى جز گوش دارنده آن را رسيدن و لكن چون بخوانندتان در روى ( 8 ) ، چون طعام بخورى بپراگنى و نه طلب انيس كنند ( 9 ) براى حديثى كه آن مىرنجانيد پيغامبر را شرم مىدارد از شما و خداى شرم ندارد از حق . و چون خواهى از ايشان متاعى بخواهى از پس پرده آن پاكتر بود دلهاى شما را و
هامش
( 1 ) - دا : با پسدار .
( 2 ) - كذا در اساس ، آب : رابى ، دا : آرى ، كه بر متن راجح است .
( 3 ) - دا : دور .
( 4 ) - دا : نباشند .
( 5 ) - دا : و بردبار .
( 6 ) - اساس : ندارد ، از لب ، افزوده شد .
( 7 ) - دا : با .
( 8 ) - دا : در شوى .
( 9 ) - دا : انس كننده .