در آخرت اگر چه امروز مختلف است علمهاى ( 1 ) ايشان ، بعضى شاكّاند ، بعضى مقلَّداند . بر اين قول لفظ « علم » مجاز باشد براى آن كه تقليد علم نباشد ، و تلخيص ( 2 ) اين قول آن است كه : آنچه ايشان علم مىپندارند ( 3 ) از شكّ و تقليد ، اين جا مختلف است ، فردا متتابع و متدارك شوند ، يعنى متّفق شود ( 4 ) براى آن كه خداى تعالى علم ضرورى بيافريند مؤمن را و كافر را به عقاب و ثواب .
آنگه گفت : * ( بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها ) * ، بل ايشان از آن ، يعنى از آخرت در شكّاند . * ( بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ ) * ، بل ايشان از آخرت و علم آن كوراند ، يعنى جاهلاند .
* ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، آنگه باز گفت آنچه كافران گفتند بر سبيل تعجّب و انكار ، گفت گفتند كافران : * ( أَ إِذا كُنَّا تُراباً وَآباؤُنا ) * ، چون ما در گور خاك شويم و پدران ما ، ما را زنده خواهند كردن ، برون آوردن از گورها ؟ يعنى كه اين بعث و نشور مستبعد است و از عقل دور .
* ( لَقَدْ وُعِدْنا هذا نَحْنُ وَآباؤُنا مِنْ قَبْلُ ) * ، اين حديث كه تو مىگويى از بعث و نشور ، ما را وعده دادهاند پيش از اين و پدران ما را نيز ، و اين اصلى ندارد ، چه اين چيزى نيست الَّا فسانه ( 5 ) پيشينگان .
آنگه رسول را گفت ، بگو ايشان را كه منكران بعث و نشوراند كه : در زمين به روى ( 6 ) و بنگرى تا عاقبت اين كافران و گناهكاران كه اين حديث را منكر بودند چگونه شد و كجا رسيد .
آنگه رسول را گفت : * ( وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ ) * ، اندوهناك مباش بر ايشان . * ( وَلا تَكُنْ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ ) * ، و دل تنگ مكن از آن ( 7 ) كه اينان مىكنند . آيت در مستهزيان آمد كه عقبهاى ( 8 ) مكّه ببخشيده بودند . و قصّه ايشان برفته است .
* ( وَيَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ ) * ، اين كافران مىگويند : اين وعده كى خواهد بود اگر شما در اين راست گويى ؟ يعنى وعدهء قيامت و بعث .
هامش
( 1 ) . آج ، لب : علماى .
( 2 ) . آج ، لب : ملخص ، كا : تخليص .
( 3 ) . كا آن را .
( 4 ) . آج ، لب ، آز ، آل ، مش : شوند .
( 5 ) . كا : نشانهء .
( 6 ) . آج ، لب ، آل : بودى .
( 7 ) . كا مكر .
( 8 ) . عقبهاى / عقبههاى .