و گفتند ( 1 ) : ظاهر ذكر زبان است ، و ( 2 ) باطن ذكر او در دل و جان .
و گفتند ( 3 ) : ظاهر تلاوت قرآن است ، و باطن علم اوست .
و گفتند ( 4 ) : ظاهر روشنايى روز است براى تصرّف معاش ، و ( 5 ) باطن تاريكى شب است براى خفتن بر ( 6 ) فراش .
و گفتند ( 7 ) : نعمت ظاهر آن است كه اين جا ( 8 ) كرد بر تو ، و باطن آن كه در شكم مادر كرد » با تو .
و گفتند : ظاهر الوان ( 10 ) عطايا است ، و باطن غفران خطايا .
و گفتند ( 11 ) : ظاهر [ رفع ] ( 12 ) ذكر است و وضع وزر ، و باطن شرح صدر است .
و گفتند ( 13 ) : ظاهر علوّ است ، و باطن دنوّ ، امّا العلوّ ففي قوله : وَأَنْتُمُ الأَعْلَوْنَ ( 14 ) . . . ،
و امّا الدنوّ ففي قوله : أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ( 15 ) .
* ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّه ) * ، آنگه گفت : از مردمان كسانند كه جدل مىكنند و منازعت در خداى بى علمى و بيانى و كتابى روشن كه ايشان را هست .
گفتند ( 16 ) آيت در نضر بن الحارث آمد آنگه كه گفت : الملائكة بنات اللَّه ، فريشتگان دختران خداى اند .
* ( وَإِذا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّه ) * ، چون ايشان را گويند كه پى آن گيرى كه خداى به شما فرستاد ، * ( قالُوا ) * ، گويند : * ( بَلْ نَتَّبِعُ ) * ، [ بل ما تبع ] ( 17 ) آن باشيم كه پدران خود را بر آن يافتيم . * ( أَ وَلَوْ كانَ الشَّيْطانُ ) * ، گفتند ( 18 ) : معنى آن است كه چون خداى تعالى گفت ره من گيرى ، ايشان گفتند ( 19 ) : ما ره دين پدران گيريم ، حق تعالى گفت :
و اگر چه آن راه و دين شما را با عذاب دوزخ خواند ؟ يعنى نبايد آن راه رفتن و آن متابعت اختيار كردن ، و التّقدير : أ تفعلون ما قلتم و لو دعاكم ذلك الى عذاب السّعير .
هامش
( 13 - 11 - 4 - 3 - 1 ) . آب : گفتهاند ، همهء نسخه بدلها نعمت .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا نعمت .
( 5 ) . آط نعمت .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : و .
( 7 ) . آب : گفتهاند .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ذكر .
( 9 ) . مش : كه ذكر كرد در شكم مادر .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد .
( 14 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 139 .
( 17 - 12 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 19 - 18 - 16 ) . آب : گفتهاند .
( 15 ) . سورهء واقعه ( 56 ) آيهء 11 .