عهد كردم كه نيز يار مرد گناهكار نباشم . گفت ( 1 ) : براى آن گفت كه اگر چه مرد اسرائيلى بود كافر بود ، و گفتند ( 2 ) : براى آن گفت كه در خصومت كه با قبطى كرد متعدّى بود .
گفتند : عبد اللَّه مسلم كس فرستاد به عطاء بن ابي رباح ، گفت : من مىخواهم كه تا عطاى اهل بخارا ( 3 ) به دست تو كنم كه تو مردى به انصافى ، تا حقّ هر يك به واجب ( 4 ) بدهى ، و عبد اللَّه مسلم امير خراسان بود ، عطا استعفا خواست و تن در نداد . او را گفتند : تو را چه زيان بودى اگر تولَّاى اين كار بكردى ، چون تو چيزى بر نخواهى گرفتن ( 5 ) ، بر تو وبالى نباشد ؟ گفت : نخواهم كه يار ظالمان باشم در عمل ايشان .
عبد اللَّه بن الوليد گفت عطاء بن ابى رباح را گفتم : مرا برادرى است بسيار عيال ( 6 ) ، و در ديوان به قلم چيزى نويسد ( 7 ) و از آن جا قوتى به دست آرد و كارى دگر نداند ، و اگر آن كار نكند عيال او ( 8 ) را تقصير باشد و وام بايد كردن ( 9 ) او را ، روا باشد ؟
گفت : عامل كيست ؟ گفتم : خالد بن عبد اللَّه القسرى ( 10 ) ، گفت : روا نباشد معاونت ( 11 ) ظالمان كردن در عمل ايشان ، بايد تا دست بدارد از آن كه خداى او را مستغنى بكند ( 12 ) خود .
و در خبر است كه : فرداى قيامت كه خلايق را در موقف سياست بدارند ، منادى از قبل ربّ العزّة ندا كند كه :
اين الظَّلمة و اعوان الظَّلمة ؟
كجا اند ظالمان و اعوان ظالمان ؟ همه را جمع كنند ،
حتّى من برى لهم قلما اولاق لهم دواة
، تا آن كس كه براى ايشان قلمى تراشيده باشد يا دواتى سياه كرده باشد ، و همه را در دوزخ اندازند .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : گفتند .
( 2 ) . اساس : گفتم ، بالاى كلمه با خطى متفاوت از متن « گفتند » نوشته شده ، به قياس با نسخهء آط و اتّفاق نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : بخار را .
( 4 ) . مش : يكى را به واجبى ، كا : به واجبى .
( 5 ) . كا : برنگيرى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : صاحب عيال .
( 7 ) . كا : حسابى نگه دارد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد .
( 9 ) . كا : گرفتن .
( 10 ) . كا : القشيرى .
( 11 ) . مش او يعنى معاونت .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : مستغنى گرداند .