آنچه رفت از ادلَّه و حجج كه خداى تعالى نصب كرده است ( 1 ) ، براى آن است كه خداى تعالى شب در روز مىآرد و روز در شب مىآرد . « ايلاج » ادخال باشد به كره ، و ولج اذا دخل .
و در معنى او دو قول گفتند ، يكى آن كه : روز به سر ( 2 ) شب مىدرآرد و شب به سر روز ، قول دوم آن كه : از شب مىكاهد و در روز مىافزايد ، و از روز مىكاهد و در شب مىافزايد . و اين براى آن گفت تا بدانند كه او قادر است برين و مختص است به قدرت ، بر اين وجه ( 3 ) قادر به قدرت اين بتواند ( 4 ) كردن . * ( وَأَنَّ اللَّه سَمِيعٌ بَصِيرٌ ) * ، و خداى شنواست جمله مسموعات را ، يعنى حاصل است بر آن صفت كه چون مسموعات و مبصرات موجود بود شنود و بيند ، و اين را مرجع با صفت حىّ بود به شرط انتفاى آفت .
* ( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ ) * ، اى ذلك الامر و الشأن ، اين كار و شأن براى آن چنين آمد كه خداى تعالى حقّ است ، و اين « هو » را كوفيان عماد خوانند و بصريان فصل .
* ( وَأَنَّ ما يَدْعُونَ ) * ( 5 ) ، و آنچه شما مىخوانى كه كافرانى بدون او از اصنام و اوثان باطل است . كوفيان خواندند الَّا أبو بكر : * ( يَدْعُونَ ) * ، بالياء ، و باقى قرّاء بتاء الخطاب . * ( وَأَنَّ اللَّه هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ) * ، و خداى - جلّ جلاله - بزرگوار است و بزرگ ، و معنى « على » ، آن باشد كه هر بلند قدرى به اضافت با او وضيع باشد ، و از بالاى دست قدرت او كس را دست نباشد و فرمان . و « كبير » ، هم اين معنى دارد كه جمله ( 6 ) به اضافت با او صغير و حقير باشد .
آنگه گفت : * ( أَ لَمْ تَرَ ) * ، نمىبينى يا محمّد ، يا خطاب با مخاطبى مبهم ( 7 ) ، يعنى نمىدانى كه خداى تعالى فرو فرستاد ( 8 ) آبى ، يعنى آب باران . * ( فَتُصْبِحُ الأَرْضُ مُخْضَرَّةً ) * ، زمين ( 9 ) در روز آمد ( 10 ) سبز ؟ و اصبح و امسى ، در مثل اين موضع به معنى
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش يعنى آن .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : روز در .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : بر اين چه .
( 4 ) . آز : نتواند .
( 5 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : تدعون ، به قياس با ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها اشياء .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها كرد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها از آسمان .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز به آن ، مش به او .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : آيد .