* ( وَوَهَبْنا لَه إِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ نافِلَةً ) * ، و ( 1 ) بداديم او را ، يعنى ابراهيم را اسحاق ، * ( وَيَعْقُوبَ ) * ، و يعقوب بر سرى . و يعقوب پسر اسحاق بود و پدر يوسف ، و قوله : * ( نافِلَةً ) * ، اى زيادة ، و براى آن زياده خواند او را كه فرزند زاده بود . مجاهد گفت : * ( نافِلَةً ) * ، اى عطاء . حسن و ضحّاك گفتند : فضلا . عبد اللَّه عبّاس و ابىّ كعب و قتاده و ابن زيد گفتند : ابراهيم از خداى فرزندى خواست ، خداى تعالى او را اسحاق بداد و يعقوب بر سرى ، فرزند فرزند ( 2 ) براى آن نافله خواند آن را ، و نماز نافله را براى آن خوانند كه زياده بر فريضه است . و نفل ، غنيمت باشد براى آن كه زيادتى است كه اين امّت را بود و دگر امّتان را نبود . * ( وَكُلًّا جَعَلْنا صالِحِينَ ) * ، و ما همه را صالح كرديم از ابراهيم و اسحاق و يعقوب ، يعنى توفيق صلاح داديم ، ايشان را و الطاف كرديم با ايشان كه عند آن اختيار صلاح كردند .
* ( وَجَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً ) * ، و ما اين پيغامبران را امامان و مقتدايان كرديم . و « امام » فعال باشد به معنى مفعول ، كالفراش بمعنى المفروش ، يعنى مقتدى باشد و مؤتمّ .
* ( يَهْدُونَ بِأَمْرِنا ) * ، به فرمان ما هدايت كنند خلقان را و دعوت كنند با راه راست ، و بيان كننده هدى را و دين حق را . * ( وَأَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ ) * ، و افعال خيرات بر ايشان وحى كرديم از انواع عبادات از : نماز و زكات ، و ايشان عابدان بودند و ما را پرستيدند .
* ( وَلُوطاً آتَيْناه ) * ، اى اتينا لوطا . * ( آتَيْناه ) * ، منصوب است به فعلى مقدّر كه اين فعل كه در كلام است بر او دليل مىكند ، و مثله : وَالْقَمَرَ قَدَّرْناه مَنازِلَ ( 3 ) ، اى قدّرنا القمر قدّرناه ، و ما لوط را حكم داديم يعنى نبوّت ، و علم داديم يعنى علم شريعت . و گفتند به حكم قضا و فصل خواست بين المتحاكمين . * ( وَنَجَّيْناه ) * ، برهانيديم او را از آن شهر كه در او خيانت مىكردند ، و آن ديه را سدوم نام بود و عمل خبائث ( 4 ) لواطه باشد كه مىكردندى ( 5 ) از اسحق با ( 6 ) بسيار منكرات ديگر ( 7 ) مىكردند . * ( إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ ) *
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ما .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 3 ) . سورهء يس ( 36 ) آيهء 39 .
( 4 ) . آج ، لب : خباثت .
( 5 ) . آط و پيش ايشان كس نكرده بود ، و نيز در مجلسها كه بنشستندى مناكر كردندى .
( 6 ) . آب ، آز ، مش : يا .
( 7 ) . آط كه .