[ علم ] ( 1 ) ضرورى حاصل شود چون مسند ( 2 ) بود با ادراك و مشاهده . و بعضى دگر گويند : چون [ ايشان ] ( 3 ) به صفت تواتر باشند به قول ايشان علم حاصل آيد و اگر چه ضرورى نبود .
و بعضى دگر گفتند : چون ايشان بمنزلت خصم بودند سخن ايشان بر ايشان حجّت باشد . و بعضى دگر گفتند : مراد مؤمنان اهل كتاباند كه گواى ( 4 ) ايشان به موقع قبول باشد .
قوله تعالى : * ( وَما جَعَلْناهُمْ جَسَداً ) * ، و ما نكرديم ايشان را - يعنى پيغامبران را - تنى كه طعام نخورند تا ايشان را باشد كه گويند : ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَيَمْشِي فِي الأَسْواقِ ( 5 ) . . . ، چون ايشان آدمى بودند چون دگر آدميان ايشان را گزير نبود از آن كه دگر آدميان را باشد از طعام و شراب . * ( وَما كانُوا خالِدِينَ ) * ، و ايشان هميشه نماندند ، چه هيچ آدمى هميشه نخواهد ماند ، و مثله قوله : وَما جَعَلْنا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ أَ فَإِنْ مِتَّ فَهُمُ الْخالِدُونَ ( 6 ) .
* ( ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ ) * ، پس وعدهاى كه به ايشان كرديم به راست كرديم از وعد و ظفر ( 7 ) و فتح و نجات از دشمن و اهلاك كافران . و « صدق » ، متعدّى باشد به دو مفعول ، يقال : صدقته الحديث ، با او حديث راست گفتم . * ( فَأَنْجَيْناهُمْ ) * ، برهانيديم ايشان را و آنان را كه ما خواستيم از امّتان ايشان ، و مسرفان و متعدّيان را هلاك كرديم .
* ( لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ كِتاباً فِيه ذِكْرُكُمْ ) * ، حق تعالى گفت : ما فرو فرستاديم كتابى كه در آن كتاب ذكر شماست . [ گفتند ] ( 8 ) : شرف شماست كه « ذكر » به معنى شرف آمده است ، فى قوله : وَإِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ ( 9 ) . . . ، حسن گفت : ما تحتاجون ( 10 ) اليه من امر دينكم ، در اين كتاب است آنچه شما را به آن حاجت باشد از
هامش
( 8 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 2 ) . آط ، آب ، آز : مستند .
( 4 ) . آب ، آج ، لب : گواهى .
( 5 ) . سورهء فرقان ( 25 ) آيهء 7 .
( 6 ) . سورهء انبياء ( 21 ) آيهء 34 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : وعدهء ظفر .
( 9 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 44 .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : يحتاجون .