بازى كننده دلهاشان و پنهان داشتند راز را آنان كه بيداد كردند ، هست اين الَّا آدمى همچون شما ؟ مىكنى ( 1 ) جادوى و شما مىبينى ؟
( 2 )
گفت ( 3 ) خداى من داند گفتار در آسمان و زمين و او شنوا و داناست .
بل گفتند آميخته خوابهاست ، بل او بافته است ، بل او شاعر است ، گوبيار به ما حجّتى چنان كه فرستادند پيشينگان ( 4 ) .
ايمان نياورد پيش ايشان از دهى كه ما هلاك كرديم آن را ، ايشان ايمان خواهند آوردن ؟
[ 25 - ر ]
و نفرستاديم پيش ( 5 ) تو مگر مردانى كه وحى گرديد به ايشان ، بپرسى از اهل علم اگر شما ندانى .
و نكرديم ايشان را تنى كه نخورد ( 6 ) طعام و نبودند هميشه ( 7 ) .
پس براست كرديم ايشان را نويد ، و برهانيديم ايشان را و آن را كه ما خواهيم ، و هلاك كرديم اسراف كنندگان را .
بفرستاديم ( 8 ) به شما كتابى كه در او شرف شماست ، خرد ندارى ؟
و بس كه
هامش
( 1 ) . آج ، لب : قبول مكنيد ، چاپ شعرانى ( 8 / 2 ) : مى آيند سحر را .
( 2 ) . اساس : قل ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 3 ) . اساس : بگو : با توجّه به ضبط نسخهء اساس ، از آج آورده شد .
( 4 ) . آط را .
( 5 ) . آج ، لب از .
( 6 ) . آط ، آب : نخوردند : آج ، لب : نخورند .
( 7 ) . آج ، لب : جاويد .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : فرو فرستاديم .