رسيد حدّى بود كه آن را وصف نتوان كردن و باز گفتن جز مبهم رها كردن ، چه آن شرح به وصف در نيايد ( 1 ) ، و مثله قوله : فَأَوْحى إِلى عَبْدِه ما أَوْحى ( 2 ) ، و مراد غرق ايشان است در دريا .
* ( وَأَضَلَّ فِرْعَوْنُ قَوْمَه وَما هَدى ) * ، و فرعون قوم خود را ضالّ و گمراه كرد ، و هدايت نداد ايشان را . اين جواب آن است كه او گفت : . . . وَما أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشادِ ( 3 ) آنگه منّت نهاد بر بنى اسرايل به نعمتها ( 4 ) كه كرد بر ايشان ، گفت : اى فرزندان يعقوب ! * ( قَدْ أَنْجَيْناكُمْ ) * ، برهانيديم شما را از دشمن ، يعنى فرعون . * ( وَواعَدْناكُمْ ) * ، و وعده داديم شما را * ( جانِبَ الطُّورِ الأَيْمَنَ ) * ، جانب راست كوه طور ، براى آن كه موسى را - عليه السّلام - توريت ( 5 ) پس هلاك فرعون دادند و خداى تعالى با او به طور پس از آن مناجات كرد - و آن قصّه برفته است . * ( وَنَزَّلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوى ) * ، و منّ و سلوى ( 6 ) ، مرغ بريان كرده و ترنجبين در تيه بر شما فرو فرستادهايم ( 7 ) - بر آن شرح كه رفته است در سورة البقرة .
* ( كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ ) * ، اين از آن جمله ( 8 ) است كه قول از او محذوف است ، التّقدير : و قلنا لكم كلوا ( 9 ) ، و شما را گفتيم ( 10 ) بخورى از پاكيها و خوشيها آنچه ما روزى كرديم شما را . و در « طيّبات » ، دو قول گفتند ، يكى : حلالات ، و يكى :
ملاذّ و مشتهيات . * ( وَلا تَطْغَوْا فِيه ) * ، طغيان مكنى در او . عبد اللَّه عبّاس گفت : ظلم مكنى در او مقاتل گفت : عصيان مكنى ( 11 ) ، يعنى در معصيت صرف مكنى . كلبى گفت : كفران نعمت مكنى ، و گفتند : حرام حلال مكنى ، و حلال حرام مكنى .
و حمزه و كسائى خواندند : انجيتكم و واعدتكم و ، ما رزقتكم به « تا » ى بى « الف » على الخبر عن ( 12 ) نفس المخاطب وحده ، و در شاذّ يحيى بن وثّاب و اعمش همچنين
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : راست نيايد .
( 2 ) . سورهء نجم ( 53 ) آيهء 10 .
( 3 ) . سورهء مؤمن ( 40 ) آيهء 29 .
( 4 ) . آب ، آز ، مش : به نعمتهايى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها يعنى .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : فرو فرستاديم .
( 8 ) . آج ، لب : جملهاى .
( 9 ) . آج ، لب : قلنا كلوا .
( 10 ) . مش : گفتم .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها در او .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : من .