خداى شما ( 1 ) و خداى موسى ، فراموش كرد .
نمىبينند ( 2 ) كه باز نمىآيد به ايشان سخنى ، و نتواند براى ايشان زيانى و نه سودى ؟
و گفت ايشان را هارون از پيش : اى گروه بيازمودند ( 3 ) شما را به آن ، و خداى ( 4 ) شما خداى رحمان است ، پى من گيرى و فرمان برى .
( 5 )
گفتند : ما بنجنبيم بر او مقام كردن تا باز آيد بما موسى .
گفت : اى هارون ! چه باز داشت تو را چون ديدى ايشان را كه گمراه شدند .
به دنبال ( 6 ) من نيامدى ، خلاف كردى فرمان مرا ؟
( 7 )
گفت : اى پسر مادر ( 8 ) ! مگير ( 9 ) محاسن من و نه سر من ، كه من ترسيدم كه تو گوى بپراگندى ميان پسران يعقوب و نگاه نكنى سخن مرا .
گفت : چه كار بود تو را اى سامرى .
گفت بديدم آنچه نديدند ايشان به او ( 10 ) ، بر گرفتم يك چنگال ( 11 ) از نشان پاى جبريل ( 12 ) ، در انداختم آن را و هم ( 13 ) بياراست براى من تن من .
هامش
( 1 ) . آب ، مش است .
( 2 ) . آط : نمىبينى به قياس با نسخهء آب تصحيح شد .
( 3 ) . آب ، مش : بياموزند .
( 4 ) . آب ، مش : و بدرستى كه خداى .
( 5 ) . اساس : تا بدين جا افتادگى دارد ، از آط افزوده شد .
( 6 ) . آط : كه از پس ، آب ، مش : چرا از پس ، آج ، لب : از پى .
( 7 ) . اساس : يابن امّ .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش من .
( 9 ) . آط ، آج ، لب : فرا مگير .
( 10 ) . اساس : نديدى شما ، به قياس با نسخهء آب و معنى آيه تصحيح شد .
( 11 ) . آط ، آب ، آج ، لب : مش : كف .
( 12 ) . آب ، مش پس .
( 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : همچنين .