صحيح است از آن جا كه درست شد كه ، جهاد از فرض ( 1 ) كفايات است ، و اگر حكم آيت منسوخ نبودى جهاد از فروض اعيان بود [ ى ] ( 2 ) .
قوله تعالى : * ( وَلا يُنْفِقُونَ نَفَقَةً صَغِيرَةً وَلا كَبِيرَةً ) * ، عطف است بر آيت اوّل ، گفت :
و نفقه نكنند نفقهء اندك و بسيار ، و كوچك و بزرگ . و لا يقطعون واديا ، و قطع هيچ مسافت نكنند از اين سر كه روند و از آن سر كه باز آيند . * ( إِلَّا كُتِبَ لَهُمْ ) * ، الَّا براى ايشان بنويسند ، تا به وقت جزا خداى تعالى ايشان را پاداشت ( 3 ) دهد بيشتر و بهتر از آن كه كرده باشند .
جماعتى [ 124 - پ ] بسيار روايت مىكنند از رسول - عليه السّلام - چون :
امير المؤمنين على - عليه السّلام - و ابو الدرداء ، و ابو هريره ، و ابو امامة الباهلىّ ، و عبد اللَّه بن عمر ، و جابر بن عبد اللَّه ، و عمران بن حصين كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : هر كه او نفقه بفرستد براى غازيان و او به خانه بنشيند ، به هر درمى هفتصد درم بنويسند او را ، و هر كه او به نفس خود غزا كند ، به هر درمى كه در آن خرج كند خداى تعالى او را روز قيامت هفتصد [ هزار ] درم عوض بدهد ، آنگه اين آيت برخواند : . . . وَاللَّه يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ ( 4 ) .
قوله : * ( وَما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً ) * ، كلبى گفت از عبد اللَّه عبّاس كه ، سبب نزول آيت آن بود كه : چون رسول - عليه السّلام - به غزا رفتى هيچ كس از مسلمانان باز نماندى ( 5 ) از او الَّا منافقان و معذوران از اصحاب بلايا . چون خداى تعالى در حق منافقان آيات فرستاد و عيب و نفاق ايشان آشكارا كرد . چون از غزات تبوك تخلَّف كردند ، مسلمانان گفتند : ما از اين پس هرگز باز نه استيم ( 6 ) از رسول - عليه السّلام - اگر او رود و اگر سريّتى را فرستد چون پس از آن رسول - عليه السّلام - سريّتى را نامزد كرد به غزاتى ، جملهء مسلمانان برون رفتندى و رسول را تنها رها كردندى در مدينه ، خداى تعالى اين آيت فرستاد :
هامش
( 1 ) . آو ، بم ، مل ، مج ، لب : فروض .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 3 ) . مج ، لب : پاداش .
( 4 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 261 .
( 5 ) . مل ، مج : نماندندى .
( 6 ) . نه استيم / ناستيم / نايستيم .