و نفقه نكنند نفقهء كوچك و نه بزرگ ، و نبرند ( 1 ) وادى ( 2 ) ، الَّا بنويسند ( 3 ) ايشان را تا پاى داشت ( 4 ) دهد ايشان را خداى ، نيكوتر آنچه كرده باشند .
[ 122 - پ ]
و نباشد ( 5 ) مومنان ( 6 ) كه بروند جمله ، چرا نروند از هر گروهى از ايشان جماعتى تا فقه آموزند در دين و بترسانند گروه خود را چون باز شوند باز ايشان تا باشد كه بپرخيزند ( 7 ) .
اى آنان كه بگرويدى ، كارزار كنى با آنان كه بنزديك شمااند از كفّار ، و بايد تا يابند در شما درشتى ، و بدانى كه خداى با پرهيزگاران است .
و چون بفرستد ( 8 ) سورت ( 9 ) ، از ايشان كس باشد كه گويد : كدام را از شما بيفزود اين سورت ايمان ( 10 ) ، فامّا آنان كه ايمان دارند ، بيفزايد ايشان را ايمان ( 11 ) ، و ايشان شادمانه باشند ( 12 ) .
[ 123 - ر ]
و اما آنان كه در دلهاى ايشان بيمارى است ، بيفزايد ايشان را كفر با كفر ( 13 ) ، و بميرند ( 14 ) ، و ايشان كافر باشند .
هامش
( 1 ) . اساس : نه برند .
( 2 ) . آج ، لب : مسافت هيچ رودخانه .
( 3 ) . آج ، لب : نوشته شد .
( 4 ) . آو ، بم : پاداشت ، آج ، مج ، لب : پاداش .
( 5 ) . اساس : نه باشد .
( 6 ) . آو ، بم : نباشند مؤمنان را .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : بپرهيزند .
( 8 ) . آج ، لب : فرو فرستاده شود .
( 9 ) . آو ، بم ، مج : سورتى .
( 11 - 10 ) . آو ، بم : ايمانى .
( 12 ) . اساس : باشد ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد ، آج ، لب : مژده يابند .
( 13 ) . آج ، لب : خبثى با خبث ، آو ، بم : و اكفرشان .
( 14 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بمردند .