* ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ ) * ، بدرستى كه ما داديم كتاب به موسى . و ( 1 ) خلاف كردند ، يعنى در كتاب او ، و مراد به كتاب توريت است ، و مراد به خلاف تكذيب .
ايشان است آن را . و مورد آيت تسليت رسول است - صلَّى اللَّه عليه و آله - تا بداند كه اوّل ( 2 ) صادق كه او را تكذيب كردند و در صحّت قول و نبوّت او خلاف كردند نه او بود ، بل پيش ( 3 ) او امّتان ديگر خلاف كردند در كتب اوايل . * ( وَلَوْ لا كَلِمَةٌ ) * ، و اگر نه سخنى است كه سابق [ 199 - ر ] ، شده است از خداى - جلّ جلاله - و آن ، آن است كه گفت : عذاب مستحقّان تأخير كنم تا قيامت براى صلاح تكليف را ، حكم بكردندى ميان ايشان و كار بگزاردندى . و جزاى هر كس ( 4 ) بر وفق عمل او در كنار او كردندى ( 5 ) ، و لكن مصلحت اقتضاى تأخير حساب و جزا و ثواب و عقاب مىكند .
آنگه گفت : ايشان در شكّى اند از اين كار كه تو ايشان را به آن خبر مىدهى .
* ( مُرِيبٍ ) * ، در شك افگننده ( 6 ) ، و الرّيب ابلغ من الشّك ، يقال را به يريبه ، و ارابه يريبه .
و فى المثل : دع ما يريبك الى مالا يريبك .
قوله : * ( وَإِنَّ كُلًّا لَمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمالَهُمْ ) * ، قرّاء خلاف كردند دران و لما .
ابن كثير و نافع خواندند : به تخفيف « ان » و « لما » جميعا ، و ابن عامر و حفص عن عاصم خواندند : به تشديد هما معا « و انّ كلَّا لمّا » . ابو بكر عن عاصم خواند : به تخفيف اوّل و تشديد دوم ، و ابو عمرو و كسائى ( 7 ) به تشديد اوّل و تخفيف دوم .
و در معنى « لمّا » به تشديد چند وجه گفتند ، فرّاء گفت : [ تقدير او « لممّا » بوده است و ] ( 8 ) اصل او « لمن ما » بوده است ، « نون » را براى ادغام « ميم » كردند ، سه ميم حاصل آمد يكى بيفگندند و آنگه دو بماند ادغام كردند ، و مثله قول الشّاعر :
و انّي لمّا ( 9 ) اصدر الامر وجهه
اذا هو اعيى بالسّبيل مصادره
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب ، آز : در او .
( 2 ) . اساس : كاول / كه اول .
( 3 ) . مل از .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : كسى .
( 5 ) . مل : نهادندى .
( 6 ) . آج ، لب ، آز : شك افگنده .
( 7 ) . آج ، مل ، مج خواندند .
( 8 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 9 ) . چاپ مرحوم شعرانى : لممّا ، ايضا : تفسير طبرى ( 15 / 494 ) .