اى ، جار اجيره و احميه من جار ( 1 ) السّوء ، يعنى : من الشّرّ الوارد من جهته ، و * ( مِنْ ) * دوم صله است مؤكّد نفى . * ( يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ) * مضاعف بكنند ( 2 ) ايشان را عذاب .
در او دو قول گفتند ، يكى : به حسب تضاعيف گناه ، چنان كه ايشان گناه مضاعف مىكنند ، ايشان را عذاب مضاعف مىكنند ، و قولى دگر آن كه : هر گه كه ضعفى برود ضعفى دگر به دنبال او بود ( 3 ) ، و مراد به ضعف بر اين قول مقدار باشد ، و قوله : * ( ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ ) * ، يعنى بر ايشان گران مىآيد شنيدن و ديدن حق ، چنان كه يكى از ما گويد : فلان [ لا ] ( 4 ) يستطيع ان ينظر الىّ ، يعنى يشقّ عليه ، فلان در من نمىتواند نگريدن ، يعنى گران و دشخوار مىآيد بر او ، [ و ] ( 5 ) مراد به نفى استطاعت ، [ نه ] ( 6 ) نفى قدرت است ، چه اگر چنين بودى و ايشان را قدرت نبودى تكليفشان نكو نبودى . و فرّاء گفت ، معنى آن است كه : * ( يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ) * بما كانوا يستطيعون السّمع فما ( 7 ) سمعوا و ما كانوا ابصروا ، عذاب بر ايشان مضاعف كنند به آنچه توانستند كه بشنوند و ببينند ، نشنيدند و نديدند . و « با » بيفگنند ( 8 ) چنان كه بيفگندند في قولهم : جزيته بما عمل و ما عمل ( 9 ) ، و قال تعالى : لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ( 10 ) ، و قال : . . . وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 11 ) ، و آيت در معنى جارى مجراى آن بود كه گفت : . . . وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ( 12 ) ، و « ما » ، در اين وجه ( 13 ) موصوله باشد و در وجه اوّل نافيه . و سمع ، ادراك صوت باشد به آنچه حىّ به آن سميع بود ، و ابصار ، ادراك مرئى باشد به آنچه حىّ به آن مبصر بود .
أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ، گفت : اينان آناناند كه ( 14 ) خويشتن زيان كردهاند ، يعنى چيزى كردهاند كه مستحق عقاب شدهاند و هلاك به خويشتن
هامش
( 1 ) . اساس : جاره ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : بكند ، به قياس با نسخهء آو و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب ، آز : آن برود .
( 6 - 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : فيما .
( 8 ) . اساس : بيفگندند ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 9 ) . كذا : در اساس و ديگر نسخه بدلها ، چاپ شعرانى : ما عمل اى بما عمل .
( 10 ) . سورهء عنكبوت ( 29 ) آيهء 7 .
( 11 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 97 .
( 12 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 10 .
( 13 ) . آج ، بم ، لب ، آز : صورت .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج به .