نيست ، چه اگر نه چنين باشد استفهام به خبر مشتبه شود ، و آن جا كه به عوض بيفگنند ( 1 ) نيكوست ، آن جا كه شاعر گفت :
لعمرك ما ادري و ان كنت داريا
بسبع رمين الجمر ام بثمان
و تقدير آن است كه : أ بسبع ، و لكن همزه استفهام بيفگند ( 2 ) براى آن كه « ام » ، بر حذف او دليل مىكند ، و « ام » معادلهء همزه ( 3 ) استفهام باشد . قوله * ( رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ ) * ، اين نفرين ( 4 ) است كه موسى - عليه السّلام - كرد بر فرعون و قومش ، گفت :
بار خدايا ! طمس كن مالهاى اينان ، و طمس بردن ( 5 ) اثر باشد ، و كاريز آب كه انباشته شود آن را مطموس مىگويند در مبالغت ، يعنى اثر نماند آن را . و قوله : فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ( 6 ) ، اى اذهب نورها ( 7 ) ، و قال ( 8 ) تعالى : مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً . . . ( 9 ) . ، يذهب عنها الراحر ( 10 ) اثر الانف و الشّفة و العين ، قال كعب بن زهير :
من كلّ نضّاخة الذّفرى اذا عرقت
عرضتها طامس الاعلام مجهول
قتاده و ابو صالح و ابن زيد گفتند : خداى تعالى دعاى موسى در ايشان اجابت كرد و مالهاى ايشان جمله سنگ كرد ، تا در خبر است كه : تماثيل و شكر ( 11 ) و انواع حبوبشان جمله سنگ شد . [ زر و سيم و هر چه بود ايشان را از صامت و ناطق و چهار پاى و جز آن همه سنگ شد . ] ( 12 ) قوله : * ( وَاشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ ) * ، در او چند قول گفتند ، يكى آن كه : بار خدايا ! دلهاى ايشان سخت بكن و به جاى ( 13 ) بدار تا ايشان با آن كه مالشان مطموس شده باشد هلاك نشوند تا هر روز ، هر ( 14 ) وقت ، به آن مال
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بيفكندند .
( 2 ) . آج ، لب : آز از .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : حرف .
( 4 ) . اساس : تقدير ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مل ، لب : ببردن ، مج ، آز : بيرون .
( 6 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) آيهء 8 .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : بنورها .
( 8 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز اللَّه .
( 9 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 47 .
( 10 ) . كذا در اساس ( ؟ ) ، همه نسخه بدلها : ندارد .
( 11 ) . مل : پيكر ، آو ، آج ، بم ، لب ، آز : تماثيل شكر .
( 12 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : بر جاى .
( 14 ) . آو ، بم ، مج : هر روز و هر ، آج ، لب ، آز : هر روز و همه .