مخاطب تعظيم و تهويلش را ، پندارى گفت : ذلَّتى كه آن را وصف ندانند ، بر عكس آيت اوّل . * ( ما لَهُمْ مِنَ اللَّه مِنْ عاصِمٍ ) * ، ايشان را از خداى عاصمى و باز دارندهاى نباشد ( 1 ) و پناه دهندهاى نباشد ( 2 ) . * ( كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ ) * ، پندارى كه رويهاى ايشان را در پوشيدهاند پارههايى ( 3 ) از شب سياه به تاريك ، يعنى رويهاشان سياه باشد . و قوله : * ( مُظْلِماً ) * ، در نصب او دو وجه است ، يكى آن كه : حال بود از شب ، كانّه قال :
من اللَّيل المظلم ، چون « الف » و « لام » از او بيفگند ، نصب كرد او را بر حال ، چنان كه : جاء زيد راكبا ، و المعنى زيد الرّاكب ( 4 ) . و وجهى دگر آن است كه : صفت قطعا باشد ، و براى آن مظلمة نگفت كه تأنيث نه ( 5 ) حقيقى است و نيز فاصلهاى هست ميان صفت و موصوف ، چنان كه شاعر گفت :
لو انّ مدحة حىّ منشرا احدا
احيا ابا كنّ يا ليلى الاماديح
و قطَّع ، جمع قطعه ، و ابن كثير و كسائى خواندند : قطع به تسكين ( 6 ) « طا » و هما لغتان . ابو عبيده گفت : القطع ساعة من اللَّيل ، يقال : اتانا لقطع ( 7 ) من اللَّيل ، اى في ساعة من اللَّيل ، قال الشّاعر :
كم علينا من قطع ليل بهيم
و بر اين قراءت ، * ( مُظْلِماً ) * ، صفت باشد لا غير ، كقوله : وَهذا كِتابٌ أَنْزَلْناه مُبارَكٌ ( 8 ) .
* ( أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ) * ، ايشان اهل دوزخ باشند [ 140 - پ ] و ملازمان او بر سبيل تأييد و تخليد .
* ( وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ) * ، [ « يوم » ، منصوب است بر اضمار فعلى مقدّر كانّه ( 9 ) : اذكر يوم نحشرهم جميعا ، ] ( 10 ) ياد كن اى محمّد چون ما حشر كنيم ايشان را جمله ، و نصب
هامش
( 1 ) . اساس : باشد ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 2 ) . ديگر نسخه بدلها : و پناه دهندهاى .
( 3 ) . مل : از پارهاى .
( 4 ) . اساس : زيدا الراكب ، به قياس با نسخهء مل ، تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : تأنيثه ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : به سكون .
( 7 ) . اساس : اتانا القطع ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 8 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 92 .
( 9 ) . مج ، لب قال .
( 10 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .