[ 136 - ر ]
مثل زندگانى دنيا چون آبى است كه ما ( 1 ) فرود آريم از آسمان آميخته ( 2 ) به آن گياه زمين از آنچه خورند مردمان ( 3 ) و چهار پايان ( 4 ) . تا چون بگيرد زمين زينت خود و آراسته شود ( 5 ) ، [ و ] ( 6 ) گمان برند اهلش كه ايشان توانا شوند ( 7 ) بر آن آيد به ايشان فرمان ما به شب يا به روز ، كنيم آن را دروده ، پندارى كه نبوده است دى ( 8 ) همچنين ، تفصيل دهيم آيتها را براى گروهى [ كه ] ( 9 ) انديشه كنند .
و خداى مىخواند با سراى سلامت ، و راه نمايد آن را كه خواهد با راه راست .
و آنان را كه نيكوى كنند نيكوتر باشد و بيشتر ، و نرسد به روى ايشان گردى و نه خوارى ، ايشان اهل بهشتاند ، ايشان در آن جا هميشه باشند [ 136 - پ ] .
و آنان كه اندوختند بديها ، پاداشت بدى باشد ( 10 ) بمانند آن ، و برسد به ايشان خوارى ، نيامد ( 11 ) ايشان را از خداى از نگاهدارى ، پندا [ ر ] ى ( 12 ) بپوشيدند رويهاشان ( 13 ) پارهها ( 14 ) از شب تاريك ، ايشان اهل دوزخ [ اند ] ( 15 ) ايشان در آن جا هميشه باشند .
هامش
( 1 ) . اساس : كما / كه ما .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : آميخته شود .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب : مردم .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، لب : چهار پاى .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : بيارايد .
( 15 - 12 - 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : توانا شدند .
( 8 ) . آو ، بم : دين .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : يابند .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : نباشد .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها : رويهاى ايشان .
( 14 ) . اساس : پارها / پارهها .