دگر گفتند : آن كلمت آن است كه ، خداى تعالى بگفته است كه هيچ كس را عقاب نكند الَّا بعد اقامة الحجة عليه ، چنان كه گفت : . . . وَما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ( 1 ) .
حسن گفت : كلمت آن است كه ، در سابق حكم او رفته است ، كه حكم نكند ميان ايشان در آنچه در آن خلاف مىكنند به ثواب و عقاب الَّا روز قيامت . * ( لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ) * فى الدّنيا ، ميان ايشان حكم كرده شدى و كارگزارده هم در دنيا تا مؤمن به بهشت شد [ ى و ] ( 2 ) كافر به دوزخ .
و ابو روق گفت : * ( لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ) * ، يعنى قيامت برانگيختى بر ايشان ، و گفتند :
لفرغ من هلاكهم ، هلاك بكردندى ( 3 ) ايشان را و از ايشان فارغ شدندى . و عيسى بن عمر خواند : لقضى بينهم ، بر فعل مستقيم اسنادا الى اسم اللَّه تعالى ، حكم كردى خداى تعالى ميان ايشان در آنچه ايشان در آن خلاف مىكنند . و بر قراءت عامّه ، حكم كردندى ( 4 ) ميان ايشان بر فعل مجهول ، و معنى يكى باشد ، براى آن كه آن حكم [ نيز ] ( 5 ) با خداى تعالى مسند بود .
* ( وَيَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْه آيَةٌ مِنْ رَبِّه ) * ، آنگه حق تعالى از تحكّم و تعنّت كافران حكايت كرد كه ، ايشان گفتند : لولا انزل ، اى هلا انزل ، چرا انزله ( 6 ) نمىكند خداى بر محمّد آيتى و دلالتى و علامتى ، و مراد ايشان علامتى بود كه ايشان عند آن مضطرّ و ملجأ گردند به معرفت ، و مرادشان نه معجز بود چه ، معجزات رسول - عليه السّلام - بىاندازه بود ( 7 ) .
ابو على گفت : آيتى خواستند بيرون قرآن ، خداى تعالى گفت بگو اى محمّد :
* ( إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّه ) * ، غيب خداى راست و او داند كه مصلحت مكلَّفان در چيست از اظهار آيات و ابراز ( 8 ) معجزات و مكلَّفان عند كدام ( 9 ) [ آيات ] ( 10 ) به صلاح نزديكتر باشند ،
هامش
( 1 ) . سورهء بنى اسرائيل ( 17 ) آيهء 15 .
( 10 - 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 3 ) . مل : نكردندى .
( 4 ) . مج : كردى .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : انزال .
( 7 ) . مل : انذار نبود .
( 8 ) . اساس : آن را از ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، آز : كرام .