جانهاتان امروز پاداشت ( 1 ) دهند شما را عذاب خوارى به آنچه بودى ( 2 ) مىگفتى ( 3 ) بر خدا ناحق و بودى ( 4 ) از ( 5 ) آيات او تكبّر كننده .
و ( 6 ) آمدى ( 7 ) شما تنها چنان كه آفريديم شما را اوّل ( 8 ) بار و رها كرديد آنچه داديم شما را باز پس پشتتان ( 9 ) و نمىبينم با شما شفيعاتان ( 10 ) آنان كه دعوى كردى ( 11 ) كه ايشان در شما انبازاند ( 12 ) بريده ( 13 ) شد ميان شما و گم شد از شما آنچه بودى دعوى مىكردى .
خداى شكافندهء دانه و استه ( 14 ) است بيرون آرد زنده را از مرده و بيرون آرنده است مرده را از زنده و اوست خدا چگونه مىگردانند شما را .
شكافنده ( 15 ) بام است و كنندهء شب است آرام و آفتاب و ماه را به شمار آن بر تقدير خداى عزيز داناست .
و او آن است كه كرد شما را ( 16 ) ستارگان تا راه يا بى ( 17 ) به آن در
هامش
( 1 ) . آف : پاداش .
( 4 - 2 ) . مج ، وز ، مت : بوديد .
( 3 ) . مج ، وز ، مت ، آف : مىگفتيد .
( 5 ) . آج ، لب قبول .
( 6 ) . آج ، لب حقيقت .
( 7 ) . آف : آمديد .
( 8 ) . آج ، لب : نخست .
( 9 ) . آج ، لب : رحم مادر .
( 10 ) . مج ، وز ، مت ، بم ، آف : شفيعان تا تو را ، آج ، لب : شفاعتخواه .
( 11 ) . مج ، وز ، مت ، آف : گرديد .
( 12 ) . مج ، وز ، مت ، لت : انبازانند .
( 13 ) . مج ، وز ، مت : برنده .
( 14 ) . استه / هسته ، آن : اشته ، مج ، وز ، مت : استخوان ميوه .
( 15 ) . بم ، آف : بشكافنده ، آج ، لب : شما را از حق بيرون آرنده صبح است .
( 16 ) . مج ، وز ، مت : براى شما .
( 17 ) . لت : راه برى .