كه در يك روزگار دو پيغامبر و ده پيغامبر و بيشتر و كمتر باشند ، و يكى بر يكى مفضّل باشد ، نبينى كه لوط - عليه السّلام - در روزگار ابراهيم بود و مفضّل نبود بر ابراهيم بل ابراهيم بر او مفضّل بود به اجماع .
* ( وَمِنْ آبائِهِمْ ) * ، از پدران اين پيغامبران [ 92 - ر ] . * ( وَذُرِّيَّاتِهِمْ ) * ، و فرزندان ايشان و برادرانشان ، و تقدير آن است كه : و كلَّا فضّلنا على العالمين و فضلنا ايضا من آبائهم و ذرّيّاتهم و اخوانهم على كثير من النّاس . و از اينان كه ذكر كرديم از خويشان اين پيغامبران كه با پيغامبران بودند يا اوصيا يا اوليا ، تفضيل داديم نيز ايشان را بر بسيارى مردمان از آن كه ( 1 ) به مرتبه فرود ( 2 ) ايشان بودند و در منزلت ثواب دون ايشان بودند . * ( وَاجْتَبَيْناهُمْ ) * ، و ما ايشان را برگزيديم و هدايت كرديم و راه نموديم به راه راست ، از اينان ( 3 ) و الطاف و توفيق و نبوّت و آنچه ايشان را به ثواب و نعم رساند .
* ( ذلِكَ هُدَى اللَّه ) * ، اين ره دين خداست آن را كه خواهد به آن راه نمايد از بندگانش ، و لا محال هيچ فعل نكند قديم - جلّ جلاله - تا نخواهد ( 4 ) ، براى آن كه هر فعل كه كند عالم باشد به آن و ساهى نبود از آن و براى غرضى صحيح كند ، و چون چنين باشد لا بد مريد باشد آن را ، پس معنى آيت آن است كه : هدايت او بىارادهء او نبود و روا بود كه هدايت آن جا نيز مراد ثواب باشد چنان كه در اوّل آيت هست من قوله : * ( كُلًّا هَدَيْنا وَنُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ ) * ، و آن هدايت ثواب است لقوله تعالى : * ( وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ) * ، و جزا جز به ثواب لايق نباشد ، پس گفت : هدايت دهم آن را كه خواهم يعنى ثواب ، و ثواب جز مستحق را نخواهد تا دهد ، نبينى كه گفت :
* ( وَلَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ) * ، و اگر شرك آرند عمل ايشان باطل و محبط شود و ثواب عمل باشد كه محبط شود . امّا معنى « احباط » اين جا آن است كه دگر جايها بيان كرديم : من نفى الوقوع على وجه يستحقّ به الثّواب ، معنى آن است كه اگر شرك آرند هر عمل ( 5 ) كه كنند ( 6 ) و كرده باشد ( 7 ) . همه بر وجهى بود ( 8 ) كه بر آن
هامش
( 1 ) . وز ، مت ، لت : آنان كه .
( 2 ) . مل : فروتر .
( 3 ) . آج : اتيان الطاف .
( 4 ) . مج ، مت : بخواهد .
( 5 ) . مل : عملى .
( 6 ) . اساس : كند ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : باشند ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، مل ، لت : باشد .