رسول - عليه السّلام - لايق نيست مگر با ( 1 ) امير المؤمنين على - عليه السّلام . پس حمل كردن بر او واجب باشد .
و مورد آيت چنانستى كه گروهى از سر تحكّم و تعذّر ( 2 ) گفتند ما مىبرويم عجب از آن نامده كه گويد بخواهم رفتن ( 3 ) ، در حقّ كسى صورت بخواهد بستن ( 4 ) كه او آمده باشد فامّا نيامده چگونه رود و اعتبار به ظاهر حال نيست ( 5 ) به مآل است از اين جا ( 6 ) گفت رسول - عليه السّلام -
لا تعجبوا به عمل عامل حتّى تنظروا ( 7 ) بم يختم له
، عجب مداريد ( 8 ) از عمل عاملى و كار ( 9 ) كاردانى ( 10 ) تا بنگر ( 11 ) كه خاتمهء او بر چه خواهد بودن ، حقيقت بدايت او از نوشتهء خاتمهء او بر توانى خواند ( 12 ) اگر به آخر برود بدانند كه به اوّل نيامده است كه اين راهى است كه هر كه در او به مقصد رسيد مقصود بيافت از او برگشتن صورت نبندد . از اين جا گفتند [ اهل معنى كه : الذين رجعوا إنّما رجعوا من الطريق لا من الصديق و لو وصلوا ما انفصلوا ] گفتند : ( 13 ) آنان كه برگشتند از ره برگشتند نه از مقصود چه اگر هيچ اتّصالى ( 14 ) يافته بودندى انفصال نكردندى .
حق تعالى گفت : اين درگاه نه آن جاى ( 15 ) است كه بر او تحكّم شما پيش ( 16 ) شود اگر شما به روى ( 17 ) به روى كه رفته بهى 1 » رفتنى رفته به ، و روى نهاده به سفر آن كه از حضرت ( 19 ) رود ( 20 ) به سفر رود آن كه از حضرت ( 21 ) برود ( 22 ) به مصحّف سفر رود شما برويد
هامش
( 1 ) . مت : به .
( 2 ) . وز ، لت : تعزّر ، مر : تعزّر .
( 3 ) . آف : نخواهم رفتن .
( 4 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : صورت بندد ، آج ، لب : نخواهد بستن .
( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر نظر .
( 6 ) . آج ، لب ، آف ، آن : آن جا .
( 7 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : تنظروا .
( 8 ) . آف : ندانيد .
( 9 ) . آج ، لب : كارزار .
( 10 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : كاردارى .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، مر : بنگريد ، آج ، لب ، لت ، آن : بنگرى ، آف : بنگرد .
( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت ، مر : خواندن .
( 13 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 14 ) . مج ، مت ، وز : اتصال .
( 15 ) . مج ، مت ، وز ، مر : چنان .
( 16 ) . آف ، آن : پيش .
( 17 ) . مت ، آج ، لب ، برويد .
( 18 ) . آج ، لب ، لت : بهيد .
( 19 ) . مج ، آج ، لب ، آف ، آن ، مر : حضر .
( 20 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، آف ، لت ، آن ، مر : برود .
( 21 ) . مر : حضر .
( 22 ) . آف ، آن : رود .