باشد و قادر باشد براى آن كه چون نكرد از آن برفت كه نهى به آن تعلَّق دارد ( 1 ) ، اگر او را نهى كنند از آن پس از مثل آن منهى باشد نه ( 2 ) از آن ، و مثله قوله : لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ ( 3 ) ، گفت : اگر شرك آرى عملت باطل شود [ 69 - ر ] ، اين دليل نكند كه او وقتى شرك آورد ، امّا بيان آن مىكند كه عمل با شرك بموقع قبول نيوفتد ( 4 ) . و « نفق » منفذى باشد در زمين كه گذرگاه دارد و منه النّافقاء لجحر اليربوع ، و منه المنافق لأنّه كاليربوع في نفقاته ( 5 ) لا يدري من أىّ ( 6 ) ابوابها يخرج .
و سلَّم را اشتقاق از سلامت است لأنّه يسلك الى مصعدك ، تو را برساند به مصعد تو ، پس او آلت تسليم است كه تو را به سلامت برساند .
قوله : * ( إِنَّما يَسْتَجِيبُ الَّذِينَ يَسْمَعُونَ ) * ، آنگه حق تعالى مبالغه فرمود در وصف ايشان به قلَّت فهم و علم و انتفاع به وعظ و ترك استماع به آن ( 7 ) ، گفت : جواب آن دهد و اجابت دعوت آن كند كه چيزى شنود ، فامّا آن كس كه مرده باشد از او ( 8 ) توقّع كردن كه چيزى شنود ؟ و ايشان بر حقيقت مرده نبودند ، و لكن بمنزلهء مرده بودند در ترك استماع و قلَّت انتفاع ، چنان كه در دگر آيت گفت : فَإِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ ( 9 ) ، و چنان كه شاعر گفت :
لقد ( 10 ) أسمعت لو ناديت حيّا
و لكن لا حياة لمن تنادي
و بحتريّ گفت ( 11 ) :
علىّ نحت القوا في من مقاطعها
و ما علىّ اذا لم يفهم البقر
* ( وَالْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّه ) * ، امّا مردگان را خداى زنده تواند كردن ، يعنى ايشان
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، بم و .
( 2 ) . مج : ندارد .
( 3 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 65 .
( 4 ) . مج ، آج ، لب ، بم ، آف ، مر : نيفتد .
( 5 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، بم ، مر : نافقائه .
( 6 ) . اساس : أين ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 7 ) . مج ، وز ، مت ، مر : با آن .
( 8 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 4 / 420 ) چه .
( 9 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 52 .
( 10 ) . اساس : او ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها و منابع ديگر تصحيح شد .
( 11 ) . مج ، وز ، مت شعر .