در زير درختان آن جويها مىرود و ايشان در آن جا مخلَّد و مؤبّد و منعّم باشند بر وجهى كه نعيم مقيمان ( 1 ) را زوال نبود . آنگه ايشان را در بهشت چيزى باشد به از بهشت ( 2 ) ، و آن رضاى خداست از ايشان ، خداى تعالى از ايشان راضى باشد به طاعات و ايمان ايشان در دار دنيا ، و ايشان از خداى تعالى راضى باشند به ثواب و نعيم كه داده باشد ( 3 ) ايشان را و آن فوز و ظفر بزرگ باشد ، يقال : فاز بكذا اذا ظفر به و حازه .
آنگه گفت ( 4 ) : ملك آسمانها و زمين و آنچه در ميان آن است همه خداى راست و در تصرّف اوست ، و او بر آن قادر است كه چنان كه خواهد مىگرداند و مىدهد و مىستاند ، و كس را نرسد كه او را از آن منع كند يا بر او اعتراض كند ، و بيرون آن بر همه چيز قادر و تواناست از آنچه مقدورات اوست بر هر وجه كه صحيح بود كه مقدور باشد .
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : مقيمشان ، آج ، لب ، بم : مقيم آن .
( 2 ) . مر * ( رَضِيَ اللَّه عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْه ) * .
( 3 ) . مج ، وز ، مت : نعيم بىداد و بود .
( 4 ) . مر * ( لِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * .