چون بازداشتم بنى اسرائيل را كه جهودان بودند از تو تا ترا نكشند و ايذا نكنند ( 1 ) . آنگه تو به ايشان آمدى به اداى رسالت با بيّنات و معجزات با كفر و عناد ايشان ( 2 ) . و روا بود كه منع ايشان به الطافى باشد از قبل او - جلّ جلاله - و روا باشد كه ( 3 ) به قهر و غلبه بود ( 4 ) ، و روا بود كه آن خواست كه چون قصد كشتن او كردند ، خداى تعالى شبه او بر يكى از ايشان افگند تا او را به جاى او بياويختند .
آنگه باز نمود كه : چون تو كه عيسى ( 5 ) به بنى اسرائيل آمدى با معجزات ( 6 ) ، كافران ايشان گفتند : نيست اين مرد الا ساحر مبين ، مگر جادوى آشكارا . و اين قراءت كسائي و حمزه و خلف است اين ( 7 ) جا ، و در اوّل سورهء يونس و در هود و در سورهء الصّفّ . ابن كثير و عاصم در سورهء يونس موافقت كردند ايشان را بر اين قراءت ، « هذا » اشارت باشد به عيسى و بر قراءت باقى قرّا كه سحر خواندند اشاره به اظهار آيات و بيّنات و معجزات باشد .
مجاهد روايت كرد از عبيد ( 8 ) بن عمير كه : در اين وقت كه خداى تعالى اين نعمتها بر عيسى شمرد ، در آن وقت جامهء پشمين پوشيدى ( 9 ) و گياه زمين خوردى ، و اگر چيزى بودى او را بدادى و براى فردا ذخيره نكردى و خانهاى نداشت كه انديشه كردى كه ويران ( 10 ) شود و نه فرزندى كه [ گفتى ] ( 11 ) بميرد ، هر كجا شب دريافتى او را آن جا بخفتى .
قوله : * ( وَإِذْ أَوْحَيْتُ إِلَى الْحَوارِيِّينَ ) * ، و نيز ياد كن اى محمّد چون من وحى كردم به حواريّان . و اين « وحى » گفتند : الهام است ، چنان كه در حقّ نحل گفت :
وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ ( 12 ) ، و گفتند : به معنى امر است ، چنان كه در حقّ مادر
هامش
( 1 ) . مر * ( إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ ) * .
( 2 ) . آج ، لب : اينان .
( 3 ) . مج ، وز ، مت : بود كه .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، مر : باشد .
( 5 ) . مج ، مت : چون تو به عيسى ، باز نمود كه تو كه عيسى .
( 6 ) . مر * ( لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا ) * .
( 7 ) . آج ، لب ، بم : آن .
( 8 ) . اساس ، مر : عبيدة ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .
( 9 ) . مج ، مت : جامه پوشيدى پشمين .
( 10 ) . مج ، وز ، مت : ببران .
( 11 ) . اساس ، آج ، لب ، مر : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 12 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 68 .