مريم بتواند ( 1 ) خداى تو كه فرو فرستد بر ما خوانى ( 2 ) از آسمان . گفت : بترسى ( 3 ) از خدا اگر شما ايمان داريد .
گفتند مىخواهيم تا بخوريم از آن و ساكن شود دلهاى ما و بدانيم كه تو با ما راست گفتى و باشيم در آن از جملهء گواهان .
گفت : عيسى پسر مريم ، اى بار خداى ما بفرست بر ما خوانى از آسمان تا باشد ما را عيدى ( 4 ) اوّل ما را و آخر ما را و علامتى از تو ، و روزى ده ما را و تو بهترين روزى دهندگانى .
گفت : خداى من بفرستم آن را بر شما هر كه كافر شود پس از آن من عذابى كنم او را كه نكرده باشم كس را از جهانيان .
[ 49 - پ ]
و چون گفت خداى اى عيسى پسر مريم تو گفتى مردمان را بگيرى ( 5 ) مرا و مادر مرا دو خدا از فرود خدا گفت منزّهى تو نباشد مرا كه گويم آنچه نبود مرا به حق ، و اگر گفته بودمى تو دانستى دانى آنچه در نفس ( 6 ) من است و من ندانم آنچه در نفس ( 7 ) تو است تو داناى غيبهايى . ( 8 )
هامش
( 1 ) . آج ، لب : هيچ تواند ، لت : تواند .
( 2 ) . آج ، لب آراسته .
( 3 ) . بترسى / بترسيد .
( 4 ) . آج ، لب : زمان شادى .
( 5 ) . بگيرى / بگيريد .
( 6 ) . آج ، لب : ضمير .
( 7 ) . آج ، لب : معلوم ذات .
( 8 ) . آج ، لب : نيك دانند اسرار نهانى .