مراد ( 1 ) آيت آناناند كه از پس ما آيند كه چون بگويند از ايشان قبول نكنند .
حسن ( 2 ) و ربيع و ابو العاليه روايت كردند از عبد اللَّه مسعود كه : او را از اين آيت پرسيدند ، گفت : اين نه آن روزگار است ، مىبايد گفتن و امر معروف و نهى منكر مىبايد كردن ( 3 ) ما دام تا بر آن كار مىكنند ( 4 ) و قبول مىكنند ، چون قبول نكنند به كار خود مشغول بايد بودن و احوال خود را مراعات كردن . آنگه گفت : اين آيت قرآن بر وجوه مختلف فرود آمد ، بعضى آن است كه پيش از آن كه فرود آمد تأويل آن گذشته بود ، و بعضى آن است كه تأويل آن در عهد رسول - عليه السّلام - برفت ، و بعضى آن است كه تأويل هنوز پديد آمده نيست ، و بود كه در آخر زمان باشد و بود كه تأويل آن روز قيامت بود از آيات حساب و كتاب و ثواب و عقاب ( 5 ) ما دام تا دلهاتان و هواتان ( 6 ) يكى باشد ، و متفرّق نباشى ( 7 ) ، هر كسى را با خود كار بود عند آن تأويل آيت باشد .
ابو ثعلبة الخشنّى گفت : رسول - عليه السّلام - را ازين آيت پرسيدم ، گفت : امر معروف و نهى منكر مىكنيد ( 8 ) تا آنگه كه بينيد ( 9 ) كه مردمان دنيا بر دين بگزينند ( 10 ) و در فرمان بخيل شدند و متابعت هواى نفس بر دست گرفتند و هر كس به رأى خود معجب و مستبد شدند ، آنگه هر كسى حصّهء نفس خود و آنچه به خاصّهء او بازگردد نگاه داريد ( 11 ) و عوامّ را رها كنيد ( 12 ) به كار خود كه از پس شما روزگارى خواهد بودن كه ( 13 ) ايّام صبر باشد ، در آن ايّام هر كس كه به طاعت خداى عمل كند ضلال ديگران او را زيان ندارد ، بل ضلال و هلاك او بر او باشد . و آن كس كه در آن روزگار مثل عمل شما كند ، يك طاعتش را پنجاه ثواب باشد ، و هر مردى را از ايشان پايهء پنجاه مرد از شما دارند .
گفتند : يا رسول اللَّه ! يكى از ايشان و پنجاه از ما ؟ گفت : يكى از ايشان و پنجاه
هامش
( 1 ) . مج ، وز به .
( 2 ) . مج ، وز : حسن بصرى .
( 13 - 3 ) . مج ، وز ، مت ، لت ، مر : منكر بىكران .
( 4 ) . لب : مىكند .
( 5 ) . آج ، لب تا .
( 6 ) . مج ، وز ، مت : دلهايتان و هوايتان .
( 7 ) . نباشى / نباشيد .
( 8 ) . مج ، وز ، مت ، مر : كنى .
( 9 ) . مج ، وز ، مت ، مر : بينى .
( 10 ) . مج ، وز ، مت ، لت : بگزيدند .
( 11 ) . مج ، وز ، مت ، دارى / داريد .
( 12 ) . مج ، وز ، مت : كنى / كنيد .