نيم صاع ( 1 ) روزى روزه دارد سى روز ، اگر نتواند نه روز روزه دارد . و هر كه او روباهى يا خرگوشى يا آهويى صيد كند و بكشد [ 37 - ر ] بر او گوسفندى باشد ، اگر نيابد بهاى او به قيمت به گندم بدهد و به ده درويش دهد هر درويشى را نيم صاع ، اگر بيفزايد روا باشد و اگر بكاهد بر او بيش از آن نيست ، و اگر راست باشد فهو المراد . و اگر ندارد ، از هر نيم صاع يك روز روزه دارد ، و اگر نتواند سه روز روزه دارد . و هر كه شهروى ( 2 ) بكشد بر او برّه ( 3 ) باشد از شير باز استاده ( 4 ) و به چرا در آمده ، و هر كه او موشى دشتى بكشد يا خارپشتى يا سوسمارى ( 5 ) بكشد يا چيزى كه به اين ماند به بزغاله فديه كند . و هر كه بندشكى ( 6 ) يا صعوهاى يا چيزى كه به شكل آن دارد بكشد مدّى از طعام بدهد ، و هر كه او زنبورى بكشد كفى طعام بدهد . هر كه او كبوترى بكشد و او محرم باشد در حلّ ، بر او خونى باشد ( 7 ) ، اگر محرم نباشد و لكن در حرم باشد بر او درمىباشد ، اگر محرم باشد و در حرم بود ، بر او خونى باشد و قيمت كبوتر . اگر كبوتر بچّهاى بكشد و او محرم باشد در حلّ بر او برّهاى باشد ، و اگر در حرم كشد و محرم نباشد بر او نيم درم بود ، و اگر محرم بود و در حرم بر او جزا و قيمت بود .
اگر ( 8 ) خايهء كبوترى بشكند محرم در حلّ درمى ( 9 ) بدهد ، و اگر محل باشد در حرم ربعى ( 10 ) درمى بدهد و اگر محرم بود در حرم بر او جزا و قيمت بود به يك جا . و اين حكم مختلف نشود سواء اگر كبوتر خانگى ( 11 ) باشد يا كبوتر حرم ، الَّا آن است كه كبوتر حرم به بهاى آن علف بايد خريدن براى كبوتران حرم ( 12 ) ، به درويشان نبايد ( 13 ) دادن ، و كبوتر اهلى را بها به درويشان بايد دادن .
هامش
( 1 ) . آن را .
( 2 ) . وز : مشهروى .
( 3 ) . وز ، آج : برهاى .
( 4 ) . مج ، وز ، مت ، آج ، لب ، لت : ايستاده .
( 5 ) . مج ، وز ، مت : هلوزكى ، لت يا هلوزكى .
( 6 ) . آج ، آف : گنجشكى .
( 7 ) . آج ، لب و .
( 8 ) . مت ، آج : و اگر .
( 9 ) . مج ، مت ، وز هدى .
( 10 ) . مج ، مت ، وز ، لت : ربع .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، لت : اهلى .
( 12 ) . آج ، لب و .
( 13 ) . اساس ، آف : بايد ، با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .