بگو ( 1 ) مىپرستيد جز ( 2 ) خداى آنچه توانايى ندارد مر شما را زيانى و نه سودى ؟
و خداى اوست شنوا و دانا .
بگوى اى اهل ( 3 ) كتاب ( 4 ) از حدّ مگذريد ( 5 ) در ( 6 ) دين خويش بنا حق و پس روى مكنيد خواستهاى ( 7 ) گروهى بدرستى كه گمراه شدند پيش از اين و گمراه كردند بسيارى و گمراه شدند از راه راست ( 8 ) .
[ 22 - ر ]
نفرين كرده شدند ( 9 ) آنان كه نگرويدند ( 10 ) از فرزندان يعقوب بر زبان داود و عيسى پسر مريم به آنچه نافرمانى ( 11 ) كردند و بودند از حد گذرندگان .
بودند نه باز بودن ( 12 ) از ناشايست بد كردند ( 13 ) ، بد است ( 14 ) آنچه بودند مىكردند .
بينى بسيارى از ايشان دوستى مىكردند آن كسانى كه نگرويدند ( 15 ) ، بد است آنچه پيش بودند مر اينان را تنهاى ايشان كه خشم كرد ( 16 ) خداى بر ايشان و در عذاب اينان جاويداند ( 17 ) .
هامش
( 1 ) . آج اى .
( 2 ) . مج ، مت ، وز ، لت : دون .
( 3 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : خداوندان .
( 4 ) . آج ، لب : تورات و انجيل .
( 5 ) . آج ، لب : تجاوز نكنيد .
( 6 ) . آن : از .
( 7 ) . آج ، لب : رأيهاى باطل .
( 8 ) . آج ، لب : از ميانه راه به تكذيب محمد .
( 9 ) . مج ، مت ، وز ، لت : لعنت كردند ، آج ، لب ، ملعونند .
( 10 ) . آن : نگرويدند .
( 11 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لب : نافرمانى .
( 12 ) . مج ، مت ، وز ، لت : نهى نكردندى يكديگر را ، آج ، لب : كه باز نمىاستادند
( 13 ) . مج ، مت ، وز : از نابايستى كه كردند ، آج ، لب : از ناسپاسى كه كردند .
( 14 ) . آج . بدا .
( 15 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : كافر شدند .
( 16 ) . مج ، مت ، وز ، آج ، لب ، لت : خشم گرفت .
( 17 ) . مج ، مت ، وز : هميشهاند ، آج ، لب : جاويد باشند .