بعضى گفتند حكم بر جاى است و منسوخ نيست مگر مثله كه منسوخ است و چشم كندن همچنين ، پس از آن رسول - عليه السّلام - هيچ خطبه نكرد ( 1 ) الَّا نهى كرد از مثله تا گفت
لا تمثّلوا و لو بالكلب العقور .
اهل علم خلاف كردند در محارب ، بنزديك ما محارب آن باشد كه اظهار سلاح كند و راه بيم دارد و در سفر و حضر و برّ و بحر و سهل و جبل و هر جا كه باشد و اين مذهب شافعى است و اوزاعى و مالك و ليث بن ( 2 ) سعيد و ابن لهيعه .
و بعضى دگر گفتند آن باشد كه راه زند در سفر دون آن كه مكابره كند در شهر از جامه ستدن ( 3 ) باشد و چيزى بر بودن و اين مذهب ابو حنيفه است و اصحابش .
و از عطاء خراسانى روايت كردهاند و قوله * ( يُحارِبُونَ اللَّه ) * ، اى يحاربون رسول اللَّه [ و اولياء اللَّه ] ( 4 ) و محاربت اگر چه با خداى تعالى گفت در ظاهر آيت مراد رسول است و صحابهء رسول و اولياء خداى تعالى كقوله : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه وَرَسُولَه ( 5 ) [ و قوله ] ( 6 ) فَلَمَّا آسَفُونا انْتَقَمْنا ( 7 ) .
* ( وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَساداً ) * ، اصل سعى اسراع در مشى باشد و در آيت معنى آن است كه تعاطى فساد كنند و آن بر دست گيرند و كار بندند .
و نصب « فسادا » محتمل است چند وجه را ، يكى مفعول له ، و يكى مصدرى لا من لفظ الفعل كأنّه ، وضع يسعون موضع يفسدون فسادا . و وجه سهام ( 8 ) آن كه مصدرى باشد در جاى حال و تقدير اين بود كه يسعون مفسدين فى الارض .
و قوله : * ( أَنْ يُقَتَّلُوا ) * ، در محل رفع است به خبر ابتدا و المعنى انّما جزاؤهم القتل و الصّلب ، آنگه جزاى ايشان در خور استحقاقشان باشد بحسب آن كه كنند اگر قتل كنند و مرد كشند ببايد كشتن ايشان را و اولياء مقتول ( 9 ) نباشد كه عفو كند ايشان را و
هامش
( 1 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، لت و .
( 2 ) . وز ، تب ، آج ، مر ، لت : ليث ابن سعله .
( 3 ) . مر : استدن .
( 4 ) . اساس ، وز ، مت : ندارد ، با توجّه به تب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 57 .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 7 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 55 .
( 8 ) . تب ، لب ، مر : سيوم ، آج : سؤم ، لت : سيم .
( 9 ) . مر را .