چيست ( 1 ) شما را كه كارزار نمىكنيد در راه خداى و ضعيفان از مردان و زنان و كودكان ، آنان كه مىگويند خداى ( 2 ) ما ( 3 ) ببر ما را از اين شهر بيدادگر اهلش ، كن ما را از نزديك تو ( 4 ) دوستى و كن ما را از نزديك تو ( 5 ) يارى .
آنان كه مؤمن باشند كارزار كنند در راه خداى ، و آنان كه كافر باشند كارزار كنند در راه ديو ، كارزار كنيد با دوستان ديو كه كيد ديو سست باشد .
نبيبى ( 6 ) آنان را كه گفتند ايشان را كه باز گيريد دستهايتان و به پاى داريد نماز و بدهيد زكات ، چون نوشتند برايشان كارزار ناگاه گروهى از ايشان مىترسند از مردمان چون ترس خداى يا سختتر به ترس ( 7 ) ، گفتند خداى ( 8 ) چرا نوشتى بر ما كارزار ، چرا باز پس نداشتى ( 9 ) ما را تو به وقتى نزديك ، بگو متاع دنيا اندك است و آخرت بهتر است آن را كه پرهيزگار باشد و بيداد نكنند برايشان اندكى .
هر كجا باشيد دريابد شما را مرگ و اگر چه باشيد در كوشكهاى بلند محكم و اگر برسد ايشان را نيكويى ،
هامش
( 1 ) . آج ، لب : و چيست .
( 2 ) . تب : مىگويند پروردگار ما ، آج ، لب : مىگويند اى پروردگار ما .
( 3 ) . اساس را ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 5 - 4 ) . تب : خود .
( 6 ) . آج ، لب : اى ننگرستى .
( 7 ) . تب ، آج ، لب و .
( 8 ) . آج ، لب : اى پروردگار ما .
( 9 ) . اساس : باز پس داشتى ، با توجّه به وز و معنى عبارت تصحيح شد .