عمّار بن ياسر اين جمله به تخليل شعر اللَّحيه ( 1 ) گفتند .
و امّا اندرون دهان شستن و آن كه از جمله روى شمردند ( 2 ) و ( 3 ) مجاهد و قتاده و حمّاد گفتند و شعبى گفت : پيش گوش از جملهء روى است واجب باشد شستن و پس گوش را مسح بايد دادن . دليل بر صحّت ( 4 ) ما از اين مذاهب آن است كه آنچه ما گفتيم اجماع امّت است بر غسل آن و بر آن كه از جمله روى است و آنچه دگر فقها گفتند بر آن اجماع نيست و بر آن دليل نيست هر كه زيادت آن دعوى كند بر او دليل باشد * ( وَأَيْدِيَكُمْ ) * ، عطف است بر * ( وُجُوهَكُمْ ) * ، واجب كند كه بر اعراب او باشد و در حكم او مشارك باشد و دستها ( 5 ) را خداى تعالى حدّ نهاد بقوله : * ( إِلَى الْمَرافِقِ ) * ، و هى جمع مرفق و هو موضع ( 6 ) الَّذى يرتفق عليه اى يتّكا ( 7 ) و خلاف افتاد در آن كه الى به معنى انتهاى غايت است يا به معنى مع است بنزديك ما الى به معنى مع است براى آن كه الى در كلام عرب و قرآن به معنى مع بسيار آمد يقول : خذ هذا الى ذاك اى مع ذاك ( 8 ) . قال اللَّه تعالى : مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّه ( 9 ) المعنى مع اللَّه . و قال ( 10 ) تعالى : وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ إِلى أَمْوالِكُمْ ( 11 ) ، اى مع اموالكم . و قال الشاعر امرؤ القيس :
له كفل كالدّعص لبّده النّدى
الى حارك مثل الرّتاج المضبّب
اى مع حارك و قال النابغة الجعدىّ :
و لوج ذراعين في بركة
الى جؤجؤ رهل المنكب
اى مع جؤجؤ بر اين قول حد داخل باشد در محدود مرافق شستن واجب باشد و بنزديك ما ابتدا از مرافق بايد كردن و انتها به كنارهء انگشتان و فقها در وجوب غسل مرفقين موافقت كردند مگر زفر و مالك بن انس . و شافعى گفت : خلافى نمىدانم در وجوب غسل مرافق .
هامش
( 1 ) . مر : شعر لحيه .
( 2 ) . آج ، لب : شمرند :
( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : ندارد .
( 4 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت مذهب .
( 5 ) . لب : دستهاى .
( 6 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر ، لت : هو الموضع .
( 7 ) . لت : متّكاء .
( 8 ) . اساس ، وز ، مت : ذالك ، با توجّه به تب تصحيح شد .
( 9 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 53 .
( 10 ) . وز ، تب ، آج ، لب اللَّه .
( 11 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 2 .