كنيم جهودان به موسى مىگويند و به عيسى و محمّد نمىگويند و ترسايان به موسى و محمّد نمىگويند و به عيسى گويند ( 1 ) .
* ( وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا ) * ، و مىخواهند تا از ميان آن راهى ( 2 ) بگيرند . يعنى ميان كفر و ايمان براى آن كه مردمان از دو گونهاند يكى مؤمنى كه به همه ايمان دارد و يكى كافرى ( 3 ) كه جمله را منكر است . ايمان بعضى ( 4 ) و كفر به بعضى راهى باشد از ميان هر دو راه از روى ظاهر و اگر چه از روى حقيقت اين راه هم ، ره كفر باشد .
براى آن گفت قديم - جلّ جلاله : * ( أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا ) * ، ايشان آنانند كه كافر بر حقيقتاند . براى آن كه ايمان عبارت است از مجموع علومى كه تا مجتمع نباشد ايمان نباشد هر علمى از آن معرفت باشد و علم باشد و اعتقاد باشد و لكن ايمان آنگه باشد كه مجموع بود چون عقل كه تا اجزايش مجموع نبود آن را عقل نخوانند .
پس حق تعالى گفت : كافر بر حقيقت ايشانند تا كسى وهم نبرد كه ايمان ايشان ( 5 ) به بعضى انبيا با كفر به ديگر پيغمبران ايمان باشد يا سود دارد يا آن را حكمى بود .
آنگه گفت : ما براى كافران عذابى نهادهايم و بجارده ( 6 ) خوار كننده مقرون به ( 7 ) استخفاف و اهانت ، و اين صفت عقاب مستحق باشد چه عقاب از عذاب خاصتر است .
آنگه ذكر آنان كرد ( 8 ) كه بر عكس صفات اينان باشند ، گفت : * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه وَرُسُلِه وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ ) * ، آنان كه ايمان آرند به خداى تعالى و جملهء پيغامبرانش و تفريق نكنند ميان پيغمبران و به بعضى ايمان نيارند و به بعضى [ كفر ] ( 9 )
هامش
( 1 ) . تب ، آج ، مر ، لت : مىگويند ، لب : نمىگويند .
( 2 ) . آج ، لب : راه .
( 3 ) . وز ، مت ، آج ، لب ، لت را .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز مت : به بعضى .
( 5 ) . اساس : ايشان ايمان ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها و مضمون عبارت تصحيح شد .
( 6 ) . تب ، لب : بچارده .
( 7 ) . آج ، لب ، مر : با .
( 8 ) . آج ، لب : گفت .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .