و حسن بصرى و ابن زيد گفتند هيچ از ذكر خداى تعالى اندك نباشد مگر آن كه نه از براى خداى بود و قصد ايشان نه خداى باشد و مراد به ذكر قليل نفى جمله است چنان كه : قلّ ما رأيت مثله و المعنى ما رأيت مثله لا قليلا و لا كثيرا .
و قوله : * ( مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ ) * ( 1 ) ، متحيّرين متردّدين و اصل كلمه حركت و اضطراب باشد چون ( 2 ) حركت گوشوار و چيزى كه آويخته باشد چون بجنبانند يك بار به اين جانب شود و يك بار به آن جانب قال النّابغه :
الم تر انّ اللَّه اعطاك سورة
ترى كلّ ملك دونها يتذبذب ( 3 ) [ 350 - پ ]
و بعضى اهل لغت گفتند حركت چيزى ( 4 ) متدافع باشد و اين فعل مضاعف ذبّ باشد و الذّبّ الدّفع و مراد آن است كه منافقان متردّد و متحيّر باشند يك بار با جانب مؤمنان مىنگرند و يك بار با جانب كافران به زبان به ( 5 ) اينان باشند به دل به ( 6 ) ايشان نه مؤمن مخلص باشند نه كافر مصرّح و نظير آيت در
قول النّبىّ عليه السّلام : مثل المنافق كمثل الشّاة العائرة بين الغنمين تفرّ الى هؤلاء مرّة و الى هذه مرّة لا تدرى ايّهما تتبّع ،
گفت مثل منافق ( 7 ) چون گوسپندى است از ميان دو گلَّه گاه به اين گلَّه مىشود و گاه به آن گلَّه ، نداند تا كجا قرار گيرد ، * ( وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّه ) * ، و هر كه خداى او را گمراه كند يعنى از راه بهشت و ثواب و وجهى دگر آن است كه : معنى اضلال حرمان ايشان است از الطاف و خذلان ايشان بر سبيل عقوبت . * ( فَلَنْ تَجِدَ لَه سَبِيلًا ) * ، تو براى او راه نيابى امّا به بهشت و امّا به ره حق براى آن كه ازين دو كار هيچ در دست رسول - عليه السّلام - نيست .
* ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ) * ، الاية .
آنگه نهى كرد مؤمنان را از آن كه آن كنند كه منافقان كردند از دوستى با كافران و صداقت و مودّت گفت مؤمنان را رها مكنى و با كافران دوستى كنى ( 8 ) مىخواهى ( 9 ) تا خداى را بر خود حجّتى پديد آرى ( 10 ) يعنى اگر چنين كنى خداى را بر شما حجّت باشد .
هامش
( 1 ) . مت اى .
( 2 ) . آج ، لب : چنان كه
( 3 ) . وز ، تب ، آج ، لب ، مر : يتذبذب ، لت : متذبذب .
( 4 ) . مت كه .
( 6 - 5 ) . تب ، مت ، آج ، لب ، لت ، مر : با .
( 7 ) . آج ، لب : منافقين .
( 8 ) . تب ، مر : مكنيد .
( 9 ) . تب ، مر : مىخواهيد .
( 10 ) . تب ، مر : آريد .